رباعی شمارهٔ ۱۷۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دل خود میگوید که چرا همچنان در غم و حسرت زندگی میکند و از درد و رنج دور نمیشود. او به خصمانش اشاره میکند که همواره در کمین او هستند و از او میخواهد که از غم دوری کند و خود را از این حالت رها سازد. در واقع، شعر بیانگر حسرت و ناکامی است و تلاش برای رهایی از آن.
تا کی به غم، ای دل، خوی حسرت ریزی؟زو جان نبری گر ز غمش نگریزی
هوش مصنوعی: تا چه زمانی ای دل، باید به خاطر غمهایت حسرت بخوری؟ اگر از غم او دوری کنی، آیا میتوانی جانت را از این غم جدا کنی؟
خصمان تو بیمرند،در معرضشانآخر به مراغهای چه گرد انگیزی؟
هوش مصنوعی: دشمنان تو در معرض خطر به جا نمیمانند. در نهایت، در مورد آنها چه کار میتوانی بکنی؟