رباعی شمارهٔ ۱۷۸
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به سرگشتگی و درگیری احساسی خود اشاره میکند، او میگوید که هرچقدر هم بخواهد از معشوق خود فاصله بگیرد، باز هم به او وابسته است. احساس خجالت و شرم او از این وابستگی باعث شده که آرزو کند روزی بیاید که بتواند با آرامش به معشوقش نزدیک شود و در آرامش از او دعوت کند.
تا چند گریزم و به نازم خوانی؟من فاش گریزم و به رازم خوانی
هوش مصنوعی: چقدر دیگر باید از تو فرار کنم و خودم را به رخش کشانده و ناز کنم؟ من به صورت آشکار از تو دور میشوم و تو همچنان به رازهایم اشاره میکنی.
بس دست خجالت چو مگس بر سر خودخواهم زدن آن روز که بازم خوانی
هوش مصنوعی: در آن روزی که دوباره من را دعوت به حضور کنی، آنقدر از شرم و خجالت به خودم میزنم که به مگسی میماند که بر سرش میزند.