بخش ۱۷ - آمدن صبا از نزد معشوق و خبر آوردن به عاشق
هوش مصنوعی: غزلی از شاهنامه در اینجا بیان میکند که باد صبا به پیام عاشقی میرسد و او را دچار نگرانی میکند. عاشق از این پیام تحت تأثیر قرار میگیرد و با دلسوزی به باد میگوید که برای دوستش پیامی را برساند و او را از غم و اندوه عاشقانهاش آگاه کند. عاشق امیدوار است که باد بتواند پیام او را به معشوق برساند و از او بخواهد که به او نزدیکتر شود.
چون باد صبا از آن پریوشاین قصه شنید شد مشوش
هوش مصنوعی: وقتی باد صبا این داستان را از آن دختر زیبا شنید، بسیار ناراحت و دلنگران شد.
آمد سوی عاشق جگرسوزگفتش سخنان آن دلافروز
هوش مصنوعی: به سوی عاشق جگرسوز آمد و صحبتهای دلانگیزی را با او در میان گذاشت.
حرفی چو رسید از آن به گوششبرد انده عاشقی ز هوشش
هوش مصنوعی: وقتی خبری به او رسید، احساس غم و اندوه عشق بر او تسلط پیدا کرد و باعث شد که از حال و هوش خودش خارج شود.
امید به هوش بازش آورددر دایره نیازش آورد
هوش مصنوعی: امید باعث شد که او دوباره به خود بیاید و در دایره نیازها و خواستههایش قرار بگیرد.
با باد به صد فغان و زاریگفت از سر عجز و خاکساری
هوش مصنوعی: باد با صدای بلند و نالههای دلسوزانهاش به همه گفت که از روی ناتوانی و خاکساری صحبت میکند.
کای پیک سبکرو سحرخیزدست من و دامن تو برخیز
هوش مصنوعی: ای فرستاده ی سریع و شاداب صبح، برخیز و دست مرا بگیر و دامن تو را هم بلند کن.
بشتاب ز گرد ره دگر باراو را ز من این پیام بگزار
هوش مصنوعی: زود باش و به سمت او برو و این پیام را از سوی من به او برسان.