رباعی شمارهٔ ۳۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زندگی خود و احساساتش سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که تمام عمرش پر از غم بوده است. او در عشق خود نه تنها به نیکی بر نمیخورد، بلکه فقط غم را تجربه کرده و هیچ دوست وفاداری جز درد نداشته است. در نهایت، تنها مونس او همچنان غم است.
من حاصل عمر خود ندارم جز غمدر عشق، ز نیک و بد ندارم جز غم
هوش مصنوعی: من در طول عمرم تنها چیزی که به دست آوردهام، غم و اندوهی در عشق است و هیچ چیز دیگری، نه خوب و نه بد، ندارم جز همین غم.
یک همدم باوفا ندیدم جز دردیک مونس نامزد ندارم جز غم
هوش مصنوعی: هیچ دوست وفاداری جز درد نمیشناسم و هیچ همراهی ندارم جز غم و اندوه.