قطعه شمارهٔ ۱۲
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف داستان عاشقانه فرهاد و شیرین پرداخته و به زیبایی و پیچیدگی عشق اشاره میکند. شاعر بیان میکند که هیچ زیبایی و عشوهای نمیتواند تاثیری عمیقتر از آنچه مقدر شده، بگذارد. همچنین، به نیکوییهای عشق در خاک کوی معشوق اشاره میکند که عارفان از آن بهرهمند شدهاند. شاعر در اینجا به احساسات و عواطف عاشقانه افراد تأکید میکند و به زحماتی که عشق واقعی میطلبد، اشاره مینماید. در نهایت، به تفاوت میان انسانهای عادی و عاشقان واقعی و کرامتهای عشق اشاره میکند.
شمهای از داستان عشق شورانگیز ماستاین حکایتها که از فرهاد و شیرین کردهاند
هوش مصنوعی: این داستانها تنها بخشی از عشق پرحرارت ما را بیان میکنند، داستانهایی که درباره فرهاد و شیرین روایت شدهاند.
هیچ مژگان دراز و عشوهٔ جادو نکردآنچه آن زلف دراز و خال مشکین کردهاند
هوش مصنوعی: هیچ مژگان و ناز و عشوهای نتوانستهاند به زیبایی و جاذبهای که آن زلف بلند و خال مشکی دارد، اثر بگذارند.
ساقیا می ده که با حکم ازل تدبیر نیستقابل تغییر نبوَد آنچه تعیین کردهاند
هوش مصنوعی: ای ساقی، می بده که آنچه از ابتدا مقدر شده، دیگر قابل تغییر نیست و تدبیر انسان در آن اثری ندارد.
در سفالین کاسهٔ رندان به خواری منگریدکـاین حریفان خدمت جام جهانبین کردهاند
هوش مصنوعی: در کاسههای سفالی رندان به من به دیدهٔ تحقیر نگاه نکنید، زیرا این دوستان برای خدمت به شما از جامی که جهان را میبیند استفاده کردهاند.
نکهت جانبخش دارد خاک کوی دلبرانعارفان آنجا مشامِ عقل مشکین کردهاند
هوش مصنوعی: خاک مسیر عاشقان و دلبرانی که در آنجا هستند، بوی خوش و دلپذیری دارد که حس و هوش عارفان را نوازش میکند.
ساقیا دیوانهای چون من کجا در بر کشددختر رز را که نقد عقل کابین کردهاند
هوش مصنوعی: ای ساقی، دیوانهای مانند من را کجا میتوانی پیدا کنی که دختر گل را به آغوش بگیرد، در حالی که عقل به عنوان مهر و موم او شناخته شده است؟
خاکیان بیبهرهاند از جرعهٔ کاس الکراماین تطاوُل بین که با عشّاق مسکین کردهاند
هوش مصنوعی: آدمهای معمولی از نعمتهای بزرگ و ویژه بیبهرهاند، در حالی که عشق و محبت به معشوقهای بینوا را به بیرحمی و فخرفروشی تعبیر میکنند.
شهپر زاغ و زغن زیبای صید و قید نیستاین کرامت همره شهباز و شاهین کردهاند
قدیم از پر شهباز یا شاهین سوفار )باله پیکان( میساختند و برای ساختن سوفار شهباز و شاهین شکار میشدند. پس این پرندگان بخاطر خوبی خود شکار میشدند. پر زاغ و کلاغ ارزش بستن به پیکان نداشتند و شکار نمیشدند.