غزل شمارهٔ ۲۰۵
این شعر به بیان ارتباط بین عشق و میخانه میپردازد. شاعر میگوید همیشه نام و نشانی از میخانه و شراب خواهد بود و سر نوشت ما همچنان خاک پای زرتشت خواهد ماند. او به قدمت این عشق اشاره میکند و میگوید که ما همانطور که بودیم، خواهیم ماند. همچنین از زاهدانی که خودبین هستند انتقاد میکند و به رازهای نهان عشق اشاره دارد. شاعر از احساسات عاشقانهاش صحبت میکند و میگوید که حتی در مرگ هم به یاد محبوب خواهد بود. در نهایت، او به یاری بخت و تقدیر اشاره میکند که ممکن است باعث شود معشوقهاش در دست دیگران باشد.
تا ز میخانه و مِی نام و نشان خواهد بودسرِ ما خاکِ رَهِ پیرِ مُغان خواهد بود
تا وقتی که از میخانه و نوشیدن شراب خبری باشد، سرنوشت ما مانند خاکی خواهد بود که در راه زرتشت افتاده است.
حلقهٔ پیرِ مغان از ازلم در گوش استبر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
پیروی از زرتشت کامل از ابتدا در ضمیر من بوده و همچنان خواهد بود. این پیر فرزانه می تواند حضرت زرتشت باشد که در واژه هم پیشوا و رهنمای موبدان زرتشتی ست.
بر سرِ تربتِ ما چون گذری همّت خواهکه زیارتگَهِ رِندانِ جهان خواهد بود
هوش مصنوعی: وقتی از کنار قبر ما عبور میکنی، با اراده و نیت درست عبور کن، زیرا این مکان در آینده مورد توجه و زیارت اهل دل و عاشقان دنیا قرار خواهد گرفت.
برو ای زاهدِ خودبین که ز چشمِ من و تورازِ این پرده نهان است و نهان خواهد بود
هوش مصنوعی: ای زاهد خودپسند، دور شو. چرا که راز این پرده از نظر من و تو پنهان است و همیشه پنهان خواهد ماند.
تُرکِ عاشقکُشِ من مست برون رفت امروزتا دگر خونِ که از دیده روان خواهد بود
هوش مصنوعی: عاشق من که همچون یک تیر بر قلبها میزند، امروز به خارج از خانهاش رفت. حالا باید ببینیم بعد از او، خونِ اشکهایی که از چشمانم میریزد، از کدام دل خواهد بود.
چشمم آن دَم که ز شوقِ تو نَهَد سر به لَحَدتا دَمِ صبحِ قیامت نگران خواهد بود
هوش مصنوعی: چشمانم در آن لحظه که از عشق تو سر بر خاک میگذارم، تا روز قیامت، بیوقفه نگران تو خواهد بود.
بختِ حافظ گر از این گونه مدد خواهد کردزلفِ معشوقه به دستِ دگران خواهد بود
هوش مصنوعی: اگر بخت حافظ به این شکل یاری کند، موهای محبوب در اختیار دیگران خواهد بود.