شمارهٔ ۴۳
هوش مصنوعی: این شعر از حافظ به زیبایی بیانگر عشق و اشتیاق است. شاعر از مکان محبوبش، یعنی خرابات، یاد میکند که در آنجا آرامش مییابد و در انتظار زیباییهای یار است. او آرزو میکند تا همیشه در این مکان بماند و نمیتواند جز عشق یار به چیزی دیگر بیندیشد. شاعر تأکید میکند که در این دیوانگی عشق، هیچکس مانند او در انتظار نیست و از دیگران میخواهد که با ادب باشند و عشق را به درستی درک کنند. در نهایت، حافظ با اشاره به دل مجروحش، امید به فردایی بهتر را در دل دارد.
خوشتر از کوی خرابات نباشد جاییکه به پیرانه سرم دست دهد ماوایی
هوش مصنوعی: هیچ جایی بهتر از محلهی خراباتیها نیست که در سن پیری بتوانم در آنجا پناه بگیرم.
آرزو میکندم از تو چه پنهان دارمشیشهٔ باده و طلعت خوش زیبایی
هوش مصنوعی: آرزو میکنم از تو چه چیزهایی را پنهان کنم؛ شیشهی شراب و چهرهی زیبای تو.
جای من دیر مغان است مروح وطنیرای من رای بتان است مبارک رایی
هوش مصنوعی: جای من در کنار اهل عیش و زندگی است و وطن من همان جاست. نظر من هم نظر معبودها و محبوبهاست که همواره خوشبخت و مطلوب است.
چه کنی نوش که در دیر چو من شیدا نیستنیست این جز سخن بوالهوس رعنایی
هوش مصنوعی: چه کار میتوانی بکنی وقتی در میخانه کسی مانند من دیوانه وجود ندارد؟ این تنها سخن بازیگوشی است.
به ادب باش که هر کس نتواند گفتنسخن پیر مگر برهمنی یا رایی
مؤدب و متواضع باش زیرا هرکس سخن پیر را نمیتواند نقل کند مگر برهمن یا را باشد.
صنما غیر تو در خاطر ما کی گنجدکه مرا نیست به غیر از تو به کس پروایی
هوش مصنوعی: ما هیچ کسی را جز تو در ذهن نداریم و هیچ توجهی به دیگران نمیکنیم.
رحم کن بر دل مجروح خراب حافظزآن که هست از پی امروز یقین فردایی
هوش مصنوعی: به دل شکسته و آسیبدیده حافظ رحم کن، زیرا امروز هر چه که باشد، بدون تردید فردایی در پیش است.