شمارهٔ ۱۱ - ایضاً
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به وضعیتی اشاره میکند که در آن سوار بر اسب، به سرعت حرکت میکند و دنیای او بالاست. او با زدن پاشنه بر اسب، آن را به حرکت درمیآورد و احساس خستگی از انسانهایی را نشان میدهد که به آنها وابسته است. اسب نیز که خسته است، صدایی از خود درآورده و سوالی را مطرح میکند که از چه کسی باید گلایه کرد، وقتی که مشکل از خود ماست.
چون گشت سوار آنک بهنگام سواریجولانگه که پیکر او عالم بالاست
هوش مصنوعی: زمانی که او سوار میشود، جایگاهی که او در آن حضور دارد، همواره برتر و بالاتر از دیگران است.
زد پاشنه بر استر و از جای بر انگیختز انسان که ازو استرک خسته امان خاست
هوش مصنوعی: با زدن پا بر روی چهارپایش، انسان را از جایش بلند کرد، زیرا از بار کشیدهاش به ستوه آمده بود.
استر چو بتنک آمد ازو بانک بر آورد«گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست»
هوش مصنوعی: وقتی الاغ به تنگ آمد و نالهای سر داد، گفت: از که شکایت کنیم وقتی که گرفتاریها و مشکلات از خود ما ناشی میشود؟