شمارهٔ ۱۸۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلدادگی است و احساسات عمیق شاعر را نسبت به معشوق خود بیان میکند. شاعر از موانع و محدودیتهایی که زاهدان و دیگران برای او ایجاد میکنند، سخن میگوید و به این موضوع اشاره میکند که حتی اگر به سمت معبد بروید، او همچنان تحت تاثیر عشق خود به معشوق است. شاعر به زیباییهای معشوق اشاره میکند و از دیوانگی و شیدایی ناشی از عشق میگوید. در انتها، او به نقش عشق در زندگی انسانها و عواطف آشکار و پنهان آنها میپردازد. به طور کلی، شعر نشاندهنده تناقضات عشق و تأثیرات عمیق آن بر روح و جان انسانهاست.
سوی دیرم نگذارند که غیرم دانندور سوی کعبه شوم راهب دیرم خوانند
هوش مصنوعی: به من اجازه نمیدهند به دیر بروم، زیرا مرا تنها به عنوان کسی که غیر از آنجا میشناسند، میشناسند. اگر به سوی کعبه بروم، باز هم مرا به عنوان راهب دیر خواهند شناخت.
زاهدان کز می و معشوق مرا منع کنندچون شدم کشته ز تیغم بچه می ترسانند
هوش مصنوعی: زاهدانی که مرا از نوشیدن شراب و عشق با معشوق منع میکنند، حالا وقتی که من از تیر عشق کشته شدهام، از بچهها میترسند.
روی بنمای که جمعی که پریشان تواندچون سر زلف پریشان تو سرگردانند
هوش مصنوعی: به من رویت را نشان بده، چون افرادی که در سردرگمی به سر میبرند، همانند در هم بودن موهای پریشان تو محصور شدهاند.
دل دیوانه ام از بند کجا گیرد پندکان دو زلف سیهش سلسله می جنباند
هوش مصنوعی: دل دیوانهام از کجا میتواند نصیحتی بگیرد، وقتی که آن دو زلف سیاهش همچون رشتهای در حال حرکت است؟
من مگر دیوم اگر زانک برنجم زرقیبکه رقیبان تو دانم که پری دارانند
هوش مصنوعی: من اگر چه دچار غم و درد میشوم، اما از رقیبان تو غمگین نیستم چون میدانم آنها مانند پریان زیبا هستند.
عاقبت از شکرت شور بر آرم روزیگرچه از قند تو همچون مگسم میرانند
هوش مصنوعی: در نهایت، روزی از محبت تو شعف و شوری برمیانگیزم، هر چند که بعضی مرا چون مگسی به مرگ بکشند.
چون تو ای فتنه ی نوخاسته برخاسته ئیشمع را شاید اگر پیش رخت بنشانند
هوش مصنوعی: تو که ای زیبایی تازه و دلربا، اگر شمعی را در حضور تو قرار دهند، شاید درخششی خاص پیدا کند.
حال آن نرگس مست از من مخمور بپرسزانک در چشم تو سرّیست که مستان دانند
هوش مصنوعی: احوال آن گل نرگس را از من بپرس که مست و شیدا است، زیرا در چشمان تو رازی وجود دارد که تنها مستان از آن باخبرند.
خاک روبان درت دم بدم از چشمه ی چشمآب بر خاک سر کوی تو می افشانند
هوش مصنوعی: در هر لحظه، خاکی که به عنوان نماد زیبایی و محبت توست، از چشمانم آب میریزد و بر خاک کوی تو میپاشد.
جان فروشان ره عشق تو قومی عجبندکه بصورت همه جسمند و بمعنی جانند
هوش مصنوعی: افرادی که در راه عشق تو فدای جانشان میشوند، عجب افرادی هستند. آنها به ظاهر جسمانی هستند، اما در حقیقت در عمق وجودشان جان و روح هستند.
عندلیبان گلستان ضمیرت خواجوگاه شکّر شکنی طوطی خوش الحانند
هوش مصنوعی: پرندگان باغ ذهن تو، مانند خوش صدایانی هستند که گاه به تفسیر شیرینیهای دل میپردازند.