شمارهٔ ۲۶۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات عمیق و دلتنگی میپردازد. او به تصویری از زخمها و دردهایی که از عشق و جدایی میکشد اشاره میکند و تنهایی خود را با تصاویر نمادینی مانند آهو و سرو بلند نمایش میدهد. شاعر به ناامیدی از پندهای دیگران و عدم توانایی در رهایی از قید عشق اضطرابآور اشاره کرده و در نهایت به ناتوانیاش در درمان دردهای عاطفی خود اعتراف میکند. عشقش به دشمنی که در آن رنج میبرد، جایی برای هیچ نوع تسکینی نمیگذارد. کل شعر بیانگر کشمکش درونی و حسرت عاشقانهی شاعر است.
گر می کشندم ور می کشندمگردن نهادم چون پای بندم
هوش مصنوعی: اگر مرا بکشند یا اگر مرا بکشند، من با کمال افتخار گردنم را آماده کردم چون به آنها وابستهام.
گفتم ز قیدش یابم رهائیلیکن چو آهو سر در کمندم
هوش مصنوعی: گفتم از دست او آزاد میشوم، اما مثل آهو که در دام افتاده، نتوانستم خود را رها کنم.
سرو بلندم وقتی درآیدکز در درآید بخت بلندم
هوش مصنوعی: وقتی که شانس و بخت خوب به سراغم بیاید، مثل سرو بلند و زیبا در دل و جانم حاکم میشود.
بر چشم پر خون چون ابر گریمبر دور گردون چون برق خندم
هوش مصنوعی: بر چشمانم که از اشک پر هستند مانند ابر گریه میکنم و بر گردونهی زمان همچون برق میخندم.
پند لبیبان کی کار بندمزیرا که سودی نبود ز پندم
هوش مصنوعی: من به نصایح و توصیههای لبیبان چه فایدهای میتوانم ببخشم، زیرا از پندهایشان سودی عائد من نمیشود.
جور تو سهلست ار می پسندیلیکن ز دشمن ناید پسندم
هوش مصنوعی: اگر بدیهای تو را بپسندم، کار سختی نیست، اما من هیچگاه از دشمنی که با من دارد، چیزی را نخواهم پسندید.
گر خون بر آنی کز من برانیاز زخم تیغت نبود گزندم
هوش مصنوعی: اگر با خون خودم را برسانی، از زخم تیغ تو به من آسیبی نمیرسد.
صورت نبندم مثل تو در چینزیرا که مثلت صورت نبندم
هوش مصنوعی: من مانند تو برای جذب توجه و فریب دادن دیگران صورتک نمیزنم، چون به خودم افتخار میکنم و نمیخواهم شبیه یک الگو یا شکل خاص باشم.
گفتی که خواجو در درد میردآری چه درمان چون دردمندم
هوش مصنوعی: تو گفتی که خواجو در درد میمیرد، اما من که دردمند هستم، چه درمانی برای من وجود دارد؟