شمارهٔ ۲۶۴
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر سفر روحی و عاطفی شاعر است. او میگوید که برای دیدن و تجربه زیباییهای جهان آمدهایم و از نبود معنا در عدم فریاد برمیآوریم. دل گمشدهاش را نزد معشوق یافته و برای آرامش آن آمده است. شاعر از غم و درد دل خود سخن میگوید و میگوید که به دلیل این دردها به فغان آمدهاند. او به عشق و تیره و کمان بودن خود در صف عاشقان اشاره میکند و از نبود آرامش بدون دیدار معشوق شکایت میکند. در نهایت، او از زندگی در جایی که از دوزخ و بهشت بینیازند سخن میگوید و رازی از وفاداری و عشق به معشوق را ابراز میکند.
ما بنظّاره ی رویت بجهان آمده ایموز عدم پی بپیت نعره زنان آمده ایم
هوش مصنوعی: ما به خاطر تماشای روی تو به این دنیا آمدهایم و از جهالت و بیخبری با صدای بلند به اینجا راه پیدا کردهایم.
چون دل گمشده را با تو نشان یافته ایماز پی آن دل پر خون بنشان آمده ایم
هوش مصنوعی: ما به دنبال دل گمشدهامان هستیم و حالا که نشانهای از تو پیدا کردهایم، بهسوی تو آمدهایم تا درد و رنج آن دل پر از خون را تسکین دهیم.
گر برآریم فغان از غم دل معذوریمکز فغان دل غمگین بفغان آمده ایم
هوش مصنوعی: اگر از اندوه دل فریاد بزنیم، باید ما را ببخشند، چون که از زخم دل غمگین به فریاد آمدهایم.
زخم شمشیر ترا مرهم جان ساخته ایملیکن از درد دل خسته بجان آمده ایم
هوش مصنوعی: زخم شمشیر تو برای ما مایه آرامش جان شده، اما ما از درد دل به شدت رنج میکشیم و به تنگ آمدهایم.
قامت از غم چو کمان کرده و دل راست چو تیردر صف عشق تو با تیر و کمان آمده ایم
هوش مصنوعی: به خاطر غم، قامت ما مانند کمان خم شده و دلمان به سوی عشق تو به مانند تیر راست ایستاده است. ما با عشق تو مانند تیر و کمان وارد شدهایم.
بیتو از دوزخ و فردوس چه جوئیم که ماهم ازین ایمن و هم فارغ از آن آمده ایم
هوش مصنوعی: بدون تو، برای چه به دنبال دوزخ و بهشت باشیم در حالی که ما از این وضعیت خراب و همچنین از آن نگرانی آزاد و ایمن آمدهایم؟
چون نداریم سکون بی نظر مغبچگانساکن کوی خرابات مغان آمده ایم
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه در زندگیمان آرامش نداریم، بدون توجه به مغبچگان، به محلهی خرابات (جایی که بادهنوشی میشود) آمدهایم.
اگر آن جان جهان تیغ زند خواجو راگو بزن زانک مبرّا ز جهان آمده ایم
هوش مصنوعی: اگر جان عالم بخواهد تیغ بکشد و قصد آسیب به خواجو را داشته باشد، به او بگویید به او حمله کند، زیرا ما از این دنیا بیخبر و بیضرر آمدهایم.