شمارهٔ ۳ - فی الشکایة من بعض الاکابر
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ستایش از صفات الهی و نظم و حکمت در جهان میپردازد. او از جایگاه والای خود و مسوولیتی که برای هدایت ممالک بر عهده دارد سخن میگوید و از خدا درخواست میکند که او را در این راه یاری کند. شاعر به این نکته اشاره میکند که اگرچه زمان در حال تغییر است، اما باید از کرم و نیکوکاری بهره برد و این صفات را در زندگی اعمال کرد. او به تساوی و آزادی در حاکمیت اشاره کرده و میگوید که اگرچه جهان به دست اوست، باید در نظر داشته باشد که خود را در برابر تقدیر و حوادث زندگی محتاط کند. در نهایت، او از بزرگی و اهمیت نیکی و عمل صالح در زندگی صحبت میکند.
زهی فرشته صفاتی که چرخ ذات ترابرای تربیت ملک در جهان بگماشت
هوش مصنوعی: چه صدای شادیبخشی که خداوند صفات فرشتگان را به تو بخشید و تو را برای پرورش و تعلیم انسانها در دنیای خود تعیین کرد.
کنون که دور زمان با کلاه داری خویشکلاه گوشه ی قدر تو بر فلک بفراشت
هوش مصنوعی: حال که در زمانهای که در آن زندگی میکنی، به خودت میبالید، نشان ارزش و مقام تو بر آسمان برافراشته شده است.
مرا که داعی این دولتم فرو مگذارچنانکه گردش گیتی ترا فرو نگذاشت
هوش مصنوعی: مرا از یاد مبر و بگذار که به یاد تو بمانم، همانگونه که گردش روزگار هیچگاه تو را فراموش نکرد.
چو از کریم کرم ماند و نکوکاریخنک کسیکه کرم کرد و تخم نیکی کاشت
هوش مصنوعی: هنگامی که از فرد بزرگوار، بزرگواری و نیکی باقی بماند، خوشا به حال کسی که همیشه نیکی کرده و بذری از خوبی را در دلها کاشته است.
گرفتمت که گرفتی همه ممالک شامچه سود ملکت شامت چو نیست سفره چاشت
هوش مصنوعی: توجه به این نکته که من تو را به دست آوردم، در حالی که تو تمام سرزمینهای شام را به دست آوردی، چه فایدهای دارد که سلطنت تو بر شام به جایی نمیرسد وقتی که سفره صبحانهات خالی است؟
بروز دولتم ارزانک زین صفت داریبروز محنتم آیا چگونه خواهی داشت
هوش مصنوعی: اگر از صفات زشت و نکوهیدهای که داری آگاه نباشی، چگونه میتوانی انتظار داشته باشی که در روزهای سخت و بحرانها، وضعیت خوبی داشته باشی؟
مطیع رای تو بادا جهان اگرچه نماندجهان بآنک جهان را مطیع می پنداشت
هوش مصنوعی: اگرچه جهان به آن چیزی که میخواهد همیشه پایبند نیست، اما من وادارم که به خواستههای تو احترام بگذارم و به تبعیت از آن ادامه دهم.