شمارهٔ ۱۲
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و شوق به معشوق و همچنین نوشیدن شراب است. شاعر با زبان عاطفی و استعاری به جاذبهی لبهای معشوق اشاره میکند و تشنگی دلش برای نوشیدن شراب لعلین را بیان میکند. او همچنین از لحظات غمبار زندگی یاد میکند که در آن نیش غمزهی معشوق، دلش را میآزارد و به دنبال فرار از غمها با نوشیدن شراب است. شاعر اشاره میکند که این میتواند او را از غمِ زمانه دور کند و در دنیای خوشی و شادی غوطهور کند. شاعری همچنین در این شعر به غم دوری از معشوق و تاثیر شراب بر روح و جان خود اشاره دارد. در نهایت، در این شعر ترکیب عشق، شراب و غم به زیبایی تصویر شده است.
ای جان من بیاد لبت تشنه بر شرابهر دم بجام لعل لبت تشنه تر شراب
هوش مصنوعی: ای عشق من، یاد لبهای تو همیشه در ذهنم است و مانند شربتی که به آن علاقه دارم، هر بار که به لبت فکر میکنم، تشنگیام بیشتر میشود.
در ده قدح که مردم چشمم نشسته استدر آرزوی نرگس مست تو در شراب
هوش مصنوعی: در دهلیز وجودم، جمعیتی نشستهاند که به نرگس زیبای تو و شرابی که در آن غرق شدهایم، چشم دوختهاند و در انتظارند.
ما را ز جام باده لعلت گزیر نیستآری مراد مست نباشد مگر شراب
هوش مصنوعی: ما از نوشیدن شراب زیبا و قرمز تو فرار نداریم، چرا که شادی و مراد واقعی فقط از این شراب حاصل میشود.
بر من بخاک پات که مانند آتشستگر آب می خورم بهوایت و گر شراب
هوش مصنوعی: من سر به آستانت میگذارم، زیرا عشق تو به مانند آتش در وجودم شعلهور است؛ حتی اگر آب بنوشم، به خاطر توست و اگر شراب بنوشم نیز باز به خاطر توست.
هر دم که در دلم گذرد نیش غمزه اتگردد ز غصّه بر دل من نیشتر شراب
هوش مصنوعی: هر بار که یاد تو به دلم میافتد، غمزهات مانند خنجر به قلبم میزند و درد و غم را برایم به ارمغان میآورد، همچون شراب که باعث نشئه و زوال میشود.
در گردش آر جام طرب تا مرا دمیاز گردش زمانه کند بیخبر شراب
هوش مصنوعی: با گردش جام شادمانی را به من بده تا لحظهای از چرخش بیرحم زمان غافل شوم و از غمهای آن دور بمانم.
هر دم بروی زرد فرو ریزدم سرشکچشمم نگر که می دهد از جام زر شراب
هوش مصنوعی: هر لحظه که تو به رنگ زرد در میآیی، من اشک چشمم را بر زمین میریزم. نگاه کن که چگونه از جام زرین، شراب مینوشد.
خواجو ز بسکه جام میش یاد می کنیدر جان می پرست تو گردست اثر شراب
هوش مصنوعی: تو به قدری در یاد آوری نوشیدنی مشغول هستی که اثر آن در جان تو خود را نشان میدهد.
بازار بغربت از می و مستی که نزد عقلبر خستگان غریب بود در سفر شراب
هوش مصنوعی: بازار تب و تخت در غم و تنهایی، جایی است که می و شیدایی برای خستهدلانی که عقلشان از افسردگی دور است، غریب و نامأنوس است.