تناجی
خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۴۵

آن پنبه که دست از وهمی باید شستاز بهر کهن لحافکی کوته و چست
دی بر زدمش که سخن سستش دیدمچون تکیه توان کرد بر آن کنده سست