شمارهٔ ۱۲۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساس غم و اندوه خود اشاره دارد. او از بوی خون که به خاطر مصیبتها و سختیها است، صحبت میکند و به این نکته اشاره میکند که حتی با گذشت شب، این احساسات همچنان باقیماندهاند. او همچنین به این موضوع میپردازد که شاید صبح نیز نتواند او را از شب تار و غمگین نجات دهد و روز او همچنان پر از سختی باشد.
امشب که ز چرخ بوی خون می آیدهر چند که می رود فزون می آید
هوش مصنوعی: امشب بوی خون از آسمان به مشام میرسد، هر چند که زمان میگذرد و از شدت آن کاسته میشود، اما حس من این است که این بوی خون بیشتر و بیشتر میشود.
صبحم مگر از شام نیامد بیرونروزم مگر از سنگ برون می آید
هوش مصنوعی: صبح من چطور میتواند از شب بیرون بیاید؟ روز من چطور میتواند از دل سنگ خارج شود؟