شمارهٔ ۳۷
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و عواقب آن است. شاعر به خطرات و دشواریهای عشق اشاره میکند و میگوید که مسیر عشق سرانجام به ساحل امن نمیرسد. او به این نکته تأکید دارد که در عشق، اگر کسی جانش را از دست بدهد، خونبهایش بر دوش قاتل نیست. همچنین گفته میشود که جدایی ظاهری نباید مانع وصال شود. شاعر ابراز میکند که زیبایی معشوق وصف ناپذیر است و هیچ چیز نمیتواند به درستی آن را توصیف کند. او به حلقهی بندگی معشوق اشاره میکند که که به او مقام و عزت میبخشد. در نهایت، شاعر از غم خود مینالد و میگوید که تنها کسی که غم دارد میتواند دردش را درک کند.
ورطهٔ پر خطر عشق تو را ساحل نیستراه پر آفت سودای تو را منزل نیست
هوش مصنوعی: عشق تو خطرناک است و به جایی امن نمیرسد، نه راهی برای فرار از دردهای جدایی هست و نه جایی برای استراحت و آرامش.
گر شوم کشته بدانید که در مذهب عشقخونبهای من دلسوخته بر قاتل نیست
هوش مصنوعی: اگر به دست عشق کشته شوم، باید بدانید که در این مذهب، بهای خون من بر عهدهی قاتل نیست و من از او انتقام نمیگیرم.
نشود فرقت صوری سبب منع وصالزانکه در عالم معنی دو جهان حائل نیست
هوش مصنوعی: جدایی ظاهری نباید مانع ارتباط واقعی شود، زیرا در دنیای معنوی هیچ مانعی برای پیوستن وجود ندارد.
میل خوبان نه من بیسر و پا دارم و بسکیست آن کو به رخ سروقدان مایل نیست
هوش مصنوعی: من فقط به جذابیت و زیبایی خوبان علاقه دارم و چیز دیگری برای من مهم نیست. آیا کسی هست که به زیبایی و جلوه ی سروقدان بیتوجه باشد؟
هیچ سائل ز درت باز نگردد محرومگرچه در کوی تو جز خونِ جگر سائل نیست
هوش مصنوعی: هیچ درخواستی از در تو بیجواب نمیماند، حتی اگر در کوی تو فقط اشک و اندوه وجود داشته باشد.
چه دهم شرح جمال تو که در معنی حسنآیتی نیست که در شأن رخت نازل نیست
هوش مصنوعی: چه بگویم از زیبایی تو که هیچ کلمه و معنایی نیست که در خور جایگاه تو باشد.
بنده از بندگیت خلعت شاهی یابدکه غلامی که قبولت نبود مقبل نیست
هوش مصنوعی: کسی که از بندگی تو بهرهمند شود، مانند یک شاه خواهد بود؛ اما کسی که به تو اعتنا نکند، هرگز به مقام و جایگاهی نخواهد رسید.
هیچ کامی ز دهان تو نکردم حاصلچه کنم کز تو مرا یک سر مو حاصل نیست
هوش مصنوعی: من هیچ بهرهای از سخنان تو نبردم، حالا چه میتوانم بکنم وقتی که حتی یک تار مو از تو نصیبم نشده است؟
چه نصیحت کنی ای غافل نادان که مراپند عاقل نکند سود چو دل قابل نیست
هوش مصنوعی: ای غافل نادان، نصیحت تو برای من بیفایده است چرا که دل من آمادگی پذیرش پندهای عاقلانه را ندارد.
اگرت عقل بود منکر مجنون نشویکان که دیوانهٔ لیلی نشود عاقل نیست
هوش مصنوعی: اگر عقل داشته باشی، نباید وجود مجنون را انکار کنی، زیرا کسی که عاشق لیلی نمیشود، عاقل نیست.
غم دل با که تواند که بگوید خواجومگر آنکس که غمی دارد و او را دل نیست
هوش مصنوعی: کسی که غم و اندوهی در دل دارد، تنها میتواند دردش را با کسی در میان بگذارد که خود نیز غمی در دل داشته باشد، زیرا دیگران قادر به درک واقعی احساسات او نیستند.