شمارهٔ ۷۸
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات شاعر درباره عشق و دلتنگیاش میپردازد. او از غم فراق و تأثیر آن بر روح و جسمش سخن میگوید. شاعر نمیتواند در مکانی قرار بگیرد، زیرا دلتنگی برای معشوقش او را آشفته کرده است. او بیان میکند که هر کسی که به سوی کعبه عشق برود، به هدف خود خواهد رسید. همچنین شاعر به امانتداری در عشق و طاعت معشوق تأکید میکند و میگوید کسی که از طاعت معشوق سرپیچی کند، مسلمان نیست. او به تمایلات دنیوی خود اشاره میکند و تضاد بین لذتهای دنیا و زهد را بیان میکند. در نهایت، او به تقدیر و مرگ اشاره میکند و میگوید که پس از مرگش، از خاک او بوی گل خواهد آمد و از دنیای خاکی نمیتوان جدا شد.
گهی که شرح فراقت کنم بدیده سوادشود سیاهی چشمم روان بجای مداد
هوش مصنوعی: هر گاه از دوری تو سخن میگویم، اشکهایم مانند جوهر سیاهی میشود که به جای مداد بر کاغذ میریزد و چشمانم را پر از غم و اندوه میکند.
کجا قرار توانم گرفت در عربتکه گشته ام بهوای تو در وطن معتاد
هوش مصنوعی: نمیدانم در کجا باید آرام بگیرم، زیرا به خاطر عشق تو در دیاری که به آن عادت کردهام، دچار حرکت و بیقراری هستم.
هر آنکسی که کند عزم کعبه ی مقصودگر از طریق ارادت رود رسد بمراد
هوش مصنوعی: هر کسی که عزم رفتن به کعبهی هدف را داشته باشد، اگر با نیت و ارادهی قوی راه را بپیماید، به آرزوی خود خواهد رسید.
در آن زمان که وجودم شود عظام و میمز خاک من شنوی بوی بوستان و داد
هوش مصنوعی: وقتی که بدنم تبدیل به خاک و استخوان شود و از خاکم بوی گل و عطر باغ را بشنوی، داد و فریاد میزنم.
مریز خون من خسته دل بتیغ جفامکن نظر بجگر خستگان بعین عناد
هوش مصنوعی: خون مرا نریز و با سختی به قلب من آسیب نزن. به درد و رنج دلهای شکسته با بدبینی نگاه نکن.
بهر چه امر کنی آمری و من مأموربهر چه حکم کنی حاکمی و من منقاد
هوش مصنوعی: هر چه بگویی من آمادهام و تابع دستوراتت هستم، و هر حکمی که بدهی، من هم از تو پیروی میکنم.
کسی که سر کشد از طاعتت مسلمان نیستکه بغض و حب تو عین ضلالتست و رشاد
هوش مصنوعی: کسی که از فرمان تو سرپیچی کند، مسلمان واقعی نیست؛ زیرا دوست داشتن و دشمنی کردن تو، خود نشانهای از گمراهی و انحراف است.
بسا که وصف عقیق تو مردم چشممبخون لعل کند بر بیاض دیده سواد
هوش مصنوعی: بسیاری از اوقات توصیف زیبایی عقیق تو باعث میشود که اشک از چشمانم بریزد و لکهای از خون بر سفیدی چشمم بیفکند.
مخوان براه ز شادای فقیه و وعظ مگویمرا که پیر خرابات می کند ارشاد
هوش مصنوعی: به من نگو که از طریق نصیحتها و درسهای آموزنده فقیه باید زندگی کنم. بگذار که پیر میخانه راهنماییها و هدایتهای خود را به من بدهد.
من و شراب و کباب و نوای نغمه ی چنگتو و صیام و قیام و صلاح و زهد و سداد
هوش مصنوعی: من در حال لذت بردن از شراب و کباب هستم و صدای دلانگیز چنگ تو را میشنوم، در حالی که به عبادت و کارهای نیک و تزکیه نفس نیز میاندیشم.
چو سوز سینه برد با خود از جهان خواجوز خاک او نتوان یافتن برون ز رماد
هوش مصنوعی: وقتی آتش دل خواجو او را از این دنیا برد، دیگر نمیتوان از خاک او چیزی پیدا کرد، جز خاکسترش.