شمارهٔ ۲۱۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود نسبت به دوست و معشوقش میپردازد. او میگوید که هرچند ممکن است از دید او دور شده باشد، اما همیشه در فکر او بوده و به نوعی درگذشت زمان و فاصله نتوانسته است او را از یاد ببرد. شاعر خود را به عنوان یک یار وفادار معرفی میکند که در تمام لحظات زندگی به یاد معشوقش بوده است، حتی اگر از نظر ظاهری یا فیزیکی دور شده باشد. او به تلخی از درد عشق و فراق میگوید و تأکید میکند که عشق او به معشوقش هیچگاه کم نشده و همواره در پی آن بوده تا با وفاداریاش یاد معشوق را زنده نگه دارد.
گر نگویم دوستی از دوستانت بوده امسالها آخر نه مرغ بوستانت بوده ام
هوش مصنوعی: اگر بگویم که من سالها دوستی از میان دوستانت بودهام، در حقیقت این تنها یک ادعاست و در واقع همانند پرندهای در بوستان تو بودهام.
گرچه فارغ بوده ام چون نسر طایر ز آشیانتا نپنداری که دور از آشیانت بوده ام
هوش مصنوعی: هرچند که مانند پرندهای هستم که از آشیانهاش جدا شده، اما نگران نباش، من دور از آشیانت نبودهام.
هر کجا محمل بعزم ره برون آورده ئیچون جرس دستانسرای کاروانت بوده ام
هوش مصنوعی: هر جا که با اراده و هدف حرکت کردهای، من مانند زنگی که خبر حرکت کاروان را میدهد، همیشه در کنار تو بودهام و از تو حمایت کردهام.
گر تو پاس خاطرم داری وگرنه حاکمیزان تصور کن که هر شب پاسبانت بوده ام
هوش مصنوعی: اگر به یاد من هستی، خوب است، وگرنه به تصور کن که من هر شب مراقبت کردهام.
گرچه از رویت چو گیسو بر کنار افتاده امچون کمر پیوسته در بند میانت بوده ام
هوش مصنوعی: هرچند که از دیدن تو فاصله گرفتهام و دور شدهام، اما همچنان مانند کمری که به حالت خود باقی است، به تو وابسته و در بند تو بودهام.
کشته ی تیغ جهان افروز مهرت گشته امتشنه ی آب جگر تاب سنانت بوده ام
هوش مصنوعی: دلم به خاطر عشق تو به شدت جریحهدار شده و به نوعی در دام عشق تو گرفتار آمدهام. به شدت تشنهام و این تشنگی ناشی از زیبایی و جذابیت توست.
از گذار من چرا بر خاطرت باشد غبارکز هواداری غبار آستانت بوده ام
هوش مصنوعی: چرا باید نگران باشی که من از کنارت رفتهام، در حالی که من همیشه در کنار تو بودهام و تا به حال با عشق و احترام به تو نزدیک بودهام.
گر شکر خائی کنم بر یاد لعلت دور نیستز انک عمری طوطی شکر ستانت بوده ام
هوش مصنوعی: اگر بخواهم در مورد زیبایی و یاد تو سخن بگویم، دور از حقیقت نیست که عمری مانند طوطی، در عشق و یاد تو شیرینی و شکرینی را تجربه کردهام.
همچو خواجو ای بسا شبها که شوریدگیدسته بند سنبل عنبر فشانت بوده ام
هوش مصنوعی: شبی درخشان و با نشاط را به یاد میآورم که مانند سنبل و عطر آن، شوری و سرزندگی را در وجودم احساس کردهام.