شمارهٔ ۲۴۶
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر دل و جان عارفان میپردازد. شاعر چشم معشوق را به چشمان مستها تشبیه میکند و روی او را چراغ بتپرستان میداند. او ویژگیهای مختلف معشوق را با نمادهای شیرین و خوشمزه مانند بادام و عناب و مرجان توصیف میکند. این زیباییها با اشک و غمهای عاشقانه همراه است و شاعر احساسات عمیق خود را از عشق و درد فراق بیان مینماید. در نهایت، او از معشوق میخواهد که به او اجازه دهد کام دلش را از شراب عشق پر کند.
ای چشم تو چشم بند مستانروی تو چراغ بت پرستان
هوش مصنوعی: ای چشمان تو، مانند چشمبند مستان است و روی تو، مانند چراغی برای بتپرستان میباشد.
بادام تو نقل میگسارانعناب تو کام تنگدستان
هوش مصنوعی: بادام تو، نشانهی خوشی و لذت برای میگساران است و عناب تو، شیرینی و خوشی را به کام افراد نیازمند میآورد.
مرجان تو پرده دار لؤلؤریحان تو خادم گلستان
هوش مصنوعی: تو مانند مرجانی هستی که نگهدار لؤلؤ (دریا) است و ریحان تو مانند خدمتکاری است که به گلستان سرویس میدهد.
رخسار تو در شکنج گیسورخشنده چو شمع در شبستان
هوش مصنوعی: چهرهات مانند شمعی در تاریکی میدرخشد و زیباییات در تاروپود موهایت نمایان است.
سرنامه ی حسن یا خطست اینعنوان جمال یا رخست آن
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت چهره حسن اشاره دارد و میگوید که نامحسوس، ظاهر زیبای او مانند نامی در سرنامه است که توجه را جلب میکند. به عبارت دیگر، ظاهری دلربا و جذابیت او، مانند عنوانی در بالای صفحه، خود را معرفی میکند و درخشش خاصی دارد.
ای شمع مریز اشک خونینگریه چه دهی بیاد مستان
هوش مصنوعی: ای شمع، اشکهای خونین خود را نریز و برای چه کسانی میگریدی؟
صدر جامه دریده ام چو غنچهبر زمزمه ی هزار دستان
هوش مصنوعی: من لباس خود را پاره کردهام مانند غنچهای که در دل هزار صدای نغمه غرق شده است.
سرخاب قدح تهمتنانرااز پای درآورد بدستان
هوش مصنوعی: سرخی قدح باعث شد تا تهمتزنان به زمین بیفتند و از پا درآیند.
خواجو دهن قرابه بگشایوز لعل پیاله کام بستان
هوش مصنوعی: بیا بگذارید که درب قفسه شراب را باز کنیم و از خوشمزگی لعلین پیاله، لذت ببریم و کاممان را سیراب کنیم.