شمارهٔ ۲۷۷
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و دردناک عاشقانه پرداخته است. شاعر از معشوق خود میپرسد که چرا از او و دوستانش دور شده و به دشمنان نزدیکتر شده است. او به زیباییهای معشوق اشاره میکند و میگوید که حالش به شدت تحت تأثیر جدایی او قرار گرفته است. شاعر دل تنگی خود را به تصویر میکشد و از غم و اندوه ناشی از دوری معشوق سخن میگوید. او همچنین به یادآوری رفتارهای معشوق و دلداریهایی که انتظار داشته است، اشاره میکند و آرزو میکند که ای کاش معشوق کمی بیشتر در مورد حال او و دیگران توجه میکرد. در نهایت، شاعر از عشق و محبت سخن میگوید و به زیباییهای رابطه عاشقانه تأکید میکند.
چه جرم رفت که رفتی و ترک ما کردیبه خوان ما خطی آوردی و خطا کردی
هوش مصنوعی: چرا رفتی و ما را ترک کردی؟ در حالی که بر سر سفره ما نشسته بودی، اشتباهی کردی.
گرت کدورتی از دوستان مخلص بودچرا برفتی و با دشمنان صفا کردی
هوش مصنوعی: اگر از دوستان صمیمیات دلخور بودی، چرا رفتی و با دشمنان دوست شدی؟
کنون که قامت من در پس تو شد چو کماندل مرا هدف ناوک بلا کردی
هوش مصنوعی: اکنون که قامت من در پشت تو مانند کمان شده است، دل من هدف تیر مصیبت قرار گرفته است.
به خشم رفتی و اشکت ز پی دوانیدمچو رفت آب رخم عزم ما چرا کردی
هوش مصنوعی: به خاطر خشم تو، اشکهایت را دنبال کردم. حالا که لبخندم رفته، چرا عزم من را تغییر دادی؟
چرا چو گیسوی مشکین خویشتن در تابشدی و پیرهن صبر من قبا کردی
هوش مصنوعی: چرا تو مانند گیسوی مشکی خود، در حال ناز و کرشمه شدی و لباس صبر من را پاره کردی؟
ز دیده رفتی و از دل نمی روی بیروندر آن خرابه ندانم چگونه جا کردی
هوش مصنوعی: تو از دیدگانم دور شدهای اما از دل من بیرون نمیروی. در این ویرانه که در آن هستم، نمیدانم چگونه جایی برای خودت پیدا کردی.
گر چنانک ز چشمم شدی حکایت کنکز آب چون بگذشتی مگر شنا کردی
هوش مصنوعی: اگر تو از چشمانم دور شدی، داستانی بگو که وقتی از آب گذشتی، آیا شنا کردی یا نه؟
چو پیش اسب تو دیدی که می نهادم رخبه شه زخم زدی و بردی و دغا کردی
هوش مصنوعی: زمانی که دیدی من با اصرار به پیشگاه تو آمدهام، بر من آسیب زدی و با نیرنگ من را فریب دادی و دور کردی.
کدام وقت ز احوال ما بپرسیدیکدام روز نگاهی به سوی ما کردی
هوش مصنوعی: کی از حال ما خبر گرفتی؟ کی به سمت ما نگاهی انداختی؟
طبیب درد دل خستگان توئی لیکنکه دیده است که رنج کسی دوا کردی
هوش مصنوعی: تو پزشک دلنگرانان و خستهها هستی، اما چه کسی تا به حال دیده که تو برای درمان رنج کسی تلاش کردهای؟
چو در طریق محبت قدم زدی خواجوز دست رفتی و سر در سر وفا کردی
هوش مصنوعی: وقتی در مسیر عشق گام برداشتید، خواجو، از دست رفتی و تمام وجودت را به وفاداری سپردی.