شمارهٔ ۷۹
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از جذابیت و زیبایی موی معشوق صحبت میکند و میگوید که چگونه در شب به زیبایی او خیره شده و به خاطر این عشق و احساساتش قلبش آتش میگیرد. او از درد و رنجی که در اثر این عشق متحمل میشود نیز سخن میگوید.
ناگشته شبی چو طره هم زانویشدر پای فتاد کارم از گیسویش
هوش مصنوعی: شبی که هنوز هیچ چیز آغاز نشده بود، چون موهایش بر زانویش افتاد، کار من هم از بابت گیسوی او به هم ریخت.
دل در سر او رفت و من سوخته دلخوردم جگر سوخته از پهلویش
هوش مصنوعی: دل من به عشق او تمام شد و من با دل شکسته به سوختن ادامه دادم و اندوهی که از جداییاش بر دلم نشسته، مانند جگری سوخته است.