تناجی
عراقی

غزل شمارهٔ ۱۶۶

من چه دانم که چرا از تو جدا افتادم؟نیک نزدیک بدم، دور چرا افتادم؟
چه گنه کرد دلم کز تو چنین دور افتاد؟من چه کردم که ز وصل تو جدا افتادم؟
جرمم این دان که ز جان دوست‌ترت می‌دارماز پی دوستی تو به بلا افتادم
حاصلم از غم عشق تو نه جز خون جگرمن بیچاره به عشق تو کجا افتادم؟
پایمردی کن و از روی کرم دستم گیرکه بشد کار من از دست و ز پا افتادم
تا چه کردم، چه گنه بود، چه افتاد، چه شد؟چه خطا رفت که در رنج و عنا افتادم؟
چند نالم ز عراقی؟ چه کند بیچاره؟که درین واقعهٔ بد ز قضا افتادم