غزل شمارهٔ ۲۳۵
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ درد و شکستگی روح و دل پیام آور عشق و بیخبری معشوق است. شاعر از معشوق میخواهد که به حال آنهایی که شکستهاند، رحم کند و با لطف خود، آرامشی به آنها ببخشد. او خود را در حالتی از شکستگی توصیف میکند که در غم و اندوه به سر میبرد. همچنین، شاعر به نشانههای درد و رنجی که از محبت به دلیل دوری معشوق دارد، اشاره میکند و از او میخواهد که این وضعیت را اصلاح کند. در نهایت، با بیان اینکه دل او همیشه متعلق به معشوق است، بر وابستگی و عشق عمیقش تأکید میکند.
ای راحت روح هر شکستهبخشای به لطف بر شکسته
هوش مصنوعی: ای تسکیندهنده روح هر کسی که دچار شکست و ناامیدی شده، به شکرانهی لطف و محبتت، به این افراد رحم کن و بر آنها ببخشای.
بر جان من شکسته رحم آرکاشکستهترم ز هر شکسته
هوش مصنوعی: ای کاش بر من رحم کنی، زیرا که من بیشتر از هر کس دیگری در حال آسیبدیدن هستم.
پیوسته ز غم شکسته بودماین لحظه شدم بتر شکسته
هوش مصنوعی: همیشه با غم و اندوه شکسته و ناراحت بودم، اما اکنون در این لحظه بیشتر از قبل احساس شکست میکنم.
ای بار غمت شکسته پشتمتو رخ ز شکسته برشکسته
هوش مصنوعی: غم تو بر دوش من سنگینی میکند، اما تو با چهرهای زیبا و خیالانگیزت بر این همه درد و غم غلبه میکنی.
بر سنگ مزن تو سینهٔ مابیقدر شود گهر شکسته
هوش مصنوعی: به قلب ما ضربه نزن، چون این کار باعث میشود که ارزش گوهر شکسته کاهش یابد.
ای تیر غمت رسیده بر دلپیکان تو در جگر شکسته
هوش مصنوعی: غمی که تو به قلبم زدی، مانند تیری است که در دل من نشسته و درد آن بهگونهای عمیق است که مانند زخم درونم را شکسته است.
بی لطف تو کی درست گردد؟جانا دل من به سر شکسته
هوش مصنوعی: بدون محبت و لطف تو، چگونه میتوانم درست زندگی کنم؟ ای عزیز، دل من به خاطر جدایی شکسته است.
آمد به درت ندیده رویتزان شد دل من مگر شکسته
هوش مصنوعی: دلم برای دیدن چهرهات به در خانهات آمد، اما حالا که به در رسیدم، دلbroken و غمگین شدهام.
در کوی تو جان سپرد دگر بارآن مرغک بال و پر شکسته
هوش مصنوعی: در محله تو، دوباره آن پرندهی آسیبدیده جان خود را فدای عشق میکند.
دل بندهٔ توست در همه حالگر غمزده است و گر شکسته
هوش مصنوعی: دل من همیشه تحت تاثیر توست، چه در حالتی که غمگین هستم و چه زمانی که دلم شکسته است.