رباعی شمارهٔ ۱۴
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به مینوشی از زبان پیر حکایت میکند. پیر مستی را برمیگزیند و میگوید که در این دنیا، تنها مستی است که میتواند انسان را از خودخواهی و اسارت نجات دهد. به زبان ساده، او تأکید میکند که در این زندگی ناپایدار، تنها کسی که میتواند از خود رهایی یابد، کسی است که مست میشود.
پیری ز خرابات برون آمد مستدل رفته ز دست و جام می بر کف دست
هوش مصنوعی: پیری از جایی که نهالها و دیوانگیها وجود دارد بیرون آمد و مستی او به قدری زیاد بود که دلش را از دست داده بود و جام شراب را در دستش نگه داشته بود.
گفتا: می نوش، کاندرین عالم پستجز مست کسی ز خویشتن باز نرست
هوش مصنوعی: گفت: بنوش، چون در این دنیای پست هیچ کس جز مستی نمیتواند از خود رها شود.