رباعی شمارهٔ ۱۸
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از غم و درد دل خود میگوید و درخواست میکند که محبوبش به فریادش برسد. دل او به خاطر دوری از محبوبش بیقرار و خسته است و امید دارد که با پرسش و توجه محبوبش، حالش بهتر شود.
در دام غمت دلم زبون افتاده استدریاب، که خسته بیسکون افتاده است
هوش مصنوعی: دل من در چنگال غم تو گرفتار شده و به زبانی نمیتواند خود را بیان کند. لطفا کمک کن، زیرا او به شدت خسته و بیقرار است.
شاید که بپرسی و دلم شاد کنیچون میدانی که بی تو چون افتاده است؟
هوش مصنوعی: شاید بخواهی از من بپرسی و دلم را شاد کنی، چون میدانی که بدون تو چه حالتی دارم؟