رباعی شمارهٔ ۶۰
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از زوال عمر و کم شدن نیرو و نشاط خود سخن میگوید. او میگوید که دیگر چیزی از شفق (نور اولیه زندگی) و گلشن (شادی و زیبایی) در وجودش نمانده و از دفتر زندگیاش تنها وزنی (یا اثر) باقی نمانده است. در نهایت، از دیگران میخواهد که این را درک کنند که او دیگر رمق و توانی برای ادامه ندارد.
از روز وجودم شفقی بیش نماندوز گلشن جانم ورقی بیش نماند
هوش مصنوعی: از زمان پیدایش من، دیگر چیزی از نور و روشنی باقی نمانده و در باغ زندگیام، دیگر برگی وجود ندارد.
از دفتر عمرم سبقی باقی نیستدریاب، که از من رمقی بیش نماند
هوش مصنوعی: از زمان عمر من چیزی باقی نمانده است، به کمکم بیا، چون دیگر توان و رمقی در من باقی نمانده است.