رباعی شمارهٔ ۱۰۰
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از عشق و دلبستگی خود به محبوبی زیبا و مست صحبت میکند. او میگوید که دل و جانش را به پای نرگس و زلف آن معشوق میفروشد، اما از جدایی و فراق دچار سرگردانی شده و نمیداند چگونه و به چه کسی میتواند این عشق و احساسات خود را تقدیم کند.
دل پیشکش نرگس مستت آرمجان تحفهٔ آن زلف چو شستت آرم
هوش مصنوعی: دل را به تو هدیه میکنم و جانم را هم به عنوان هدیهای برای زیبایی زلفهای تو تقدیم میکنم.
سرگردانم ز هجر، معلومم نیستدر پای که افتم که به دستت آرم؟
هوش مصنوعی: من به خاطر دوری تو، سرگردان و گیج هستم و نمیدانم در کدام مسیر حرکت کنم یا در نهایت به پای کدام کس میافتم تا بتوانم دستی به تو برسانم.