رباعی شمارهٔ ۱۱۹
هوش مصنوعی: شاعر هر شب در کنار کوی محبوبش میرود و از دل دردناکش شکایت میکند. او امیدوار است که محبوبش دردش را درمان کند. اگر نتواند به محبوبش مراجعه کند، احساس میکند که بهتر است در کنار سگان کوی او بمیرد.
هر شب به سر کوی تو آیم به فغانباشد که کنی درد دلم را درمان
هوش مصنوعی: هر شب به سر کوی تو میآیم و با ناله و اندوه گلهمندم که آیا تو نمیتوانی دردی که در دل دارم را درمان کنی؟
گر بر در تو بار نیابم، باریاز پیش سگان کوی خویشم، بمران
هوش مصنوعی: اگر نتوانم درِ تو را بزنم و به تو دسترسی پیدا کنم، بهتر است که از سوی سگان محلهام بگذرم و برای همیشه بروم.