رباعی شمارهٔ ۱۲۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نفس یا جان خسیس خود اعتراض میکند و میگوید که تا زمانی که زنده است، احساس تیرهروزی و ناکامی دارد. او به نفس خود میگوید که اگر امیدش از بین رفته و به خاک افتاده، هر کاری که میخواهد انجام دهد، زیرا او دیگر اهمیتی نمیدهد. شعر بیانگر ناامیدی و یأس است.
ای نفس خسیس، رو تباهی میکنتا جان خسته است روسیاهی میکن
هوش مصنوعی: ای نفس بخل و تنگنظری، تا وقتی که جان در تن داری، به تباهی و فساد کشیده شو تا همیشه در ننگ و سیاهی باقی بمانی.
اکنون چو امید من فگندی بر خاکخاکت به سر است، هر چه خواهی میکن
هوش مصنوعی: حالا که امید من را بر زمین ریختی و حسرت در دلم نشسته است، هر کاری که میخواهی بکن.