تناجی
عراقی

رباعی شمارهٔ ۱۳۸

عشقی نبود چو عشق لولی و گدایافگنده کلاه از سر و نعلین از پای
پا بر سر جان نهاده، دل کرده فدایبگذاشته از بهر یکی هر دو سرای