شمارهٔ ۴
هوش مصنوعی: شاعری در این شعر، به نسیم صبحگاهی دستور میدهد تا پیامهای عشق و دلتنگیاش را به محبوبش برساند. او با بیان احساساتش، از نسیم میخواهد که خبر از حال او و اشتیاقش به خدمت نزد محبوب را به بزرگان و اهل عشق برساند. شاعر از جدایی رنج میبرد و سوز دلش را به آسمان میفرستد. در ادامه، او به نسیم میگوید که شادیهایش و بندگیاش را نیز منتقل کند. در نهایت، او با بیان زبانی ساده و صمیمی، خواستههایش را درباره محبوبی که جانش را به او داده، ابراز میکند و میخواهد که خبر عشقش به او برسد.
گرچه بیماری ای نسیم سحرخبر من به مولتان برسان
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی، اگرچه بیماری دلم را در بر دارد، لطفاً خبر من را به مولتان برسان.
ورچه در خورد نیست خدمت منبه بزرگان خردهدان برسان
هوش مصنوعی: اگرچه من در شان و مقام بزرگترها نیستم، اما خدمت و نظری که دارم را به آنها منتقل کن.
به زبانی که بیدلان گویندسخن من بدان زبان برسان
هوش مصنوعی: به زبانی که عاشقان و دلباختگان صحبت میکنند، حرف من را به همان زبان انتقال بده.
خبر از حال من بدان دیدهصبح گاهی به گلستان برسان
هوش مصنوعی: به آن کسی که صبح زود به گلستان میرود، بگو که حال من را بداند و به او خبر دهد.
نغمهٔ ارغنون نالهٔ منبامدادان به ارغوان برسان
هوش مصنوعی: آواز خوشم را در صبح زود به گلهای ارغوان برسان.
به جناب بزرگ قدوهٔ دینبندگیهای بیکران برسان
هوش مصنوعی: به بزرگوار پیشوای دین، نشانههای فراوان از بندگی و خدمت را برسانید.
ور ندانی که: من چه میگویمیک به یک میکنم، بیان برسان
هوش مصنوعی: اگر نمیدانید من چه نظری دارم، به طور مفصل و واضح توضیح میدهم.
اشتیاقم به خدمتش چندانکنتوان داد، شرح آن برسان
هوش مصنوعی: علاقه من به خدمت کردن به او به قدری زیاد است که نمیتوانم آن را به خوبی توضیح دهم.
شکر احسان او ز من بشنوپس بگوش جهانیان برسان
هوش مصنوعی: عذرخواهی میکنم، من نمیتوانم به درخواست شما پاسخ دهم.
سوختم ز آتش جدایی اودود سوزم به آسمان برسان
هوش مصنوعی: به خاطر جدایی او دلم آتش گرفته و از درد و سوزش این جدایی، دودی را به آسمان میفرستم.
آن دم از من نماند جز نفسیدادم اینک به تو روان، برسان
هوش مصنوعی: در آن لحظه چیزی از من باقی نماند جز یک نفس که الان به تو میدهم، آن را به سوی تو بفرستم.
جان شیرینم اوست، میدانیسخن من به گوش جان برسان
هوش مصنوعی: زندگیام به او بستگی دارد، میدانی که حرف قلبم را به جان تو برسان.
دل پاکش جنان پر طرب استخبر من بدان جنان برسان
هوش مصنوعی: دل او پاک و خالص است و دنیای او پر از شادی و سرخوشی است؛ خواهش میکنم خبری از من را به آن دنیا برسانی.
ور جوابی دهد تو را کرمشبه من شیفته روان برسان
هوش مصنوعی: اگر او به تو پاسخی دهد، بزرگواری او را به من عشقآلود برسان.
به من دلشده، اگر بتواننامهٔ دوست مهربان برسان
هوش مصنوعی: اگر دلت پیش من است، لطفاً اگر میتوانی نامهای از دوست مهربانم را به من برسان.
بوستان دلم فراق بسوختهان، نسیمی به بوستان برسان
هوش مصنوعی: دلم به شدت از دوری سوخته است، ای کاش نسیمی به بوستان من بفرستی.
اثری از نسیم خاک درشبه من زار ناتوان برسان
هوش مصنوعی: نسیم خاکی که در آنجا وزیده، اثری بر من بگذارد و مرا لابهای ناتوان برساند.
هر سعادت، که نیست برتر از آنیارب آن قدوه را بر آن برسان
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، هر خوشبختی که بالاتر از آن وجود ندارد، آن الگو را به آن جایگاه برسان.
بهر آن تربیت که دل خواهدشادی آن به کاممان برسان
هوش مصنوعی: برای آن که دل به شادی برسد، باید تربیت و پرورش مناسب را در زندگی خود پیگیری کنیم تا به خواستههایمان دست یابیم.
چون عراقی صد هزارت بندهدوستدارانش چاکران برسان
هوش مصنوعی: همانطور که عراقی است، صد هزار خدمتگزار برای دوستدارانش فراهم کن.