شمارهٔ ۷
هوش مصنوعی: شاعر به یاد ساعتی میافتد که با دوستانش خوشحالی میکرده و لبخند بر لب داشته است. اما اکنون با دلتنگی و آهی از عمق دل، افسوس میخورد که ای کاش روزگار دوباره جمعی از آن دوستان را مانند گذشته به او بازگرداند.
چو یاد آرم از آن ساعت که خرم طبع بنشستملبم پر خنده، با یاران و با احباب همزانو
هوش مصنوعی: هرگاه به یاد آن لحظهای میافتم که با خوشحالی نشسته بودم، لبم از خنده پر بود و در کنار دوستان و عزیزانم بودم.
بر آرم آه سوز از دل، به صد زاری و پس گویم:عسیالایام ان یرجعن قوما کالذی کانوا
هوش مصنوعی: از دل داغدارم آهی بلند و سوزناک برمیآورم و با ناله و زاری میگویم: کاش روزگاری بازگردد که مردم همچون گذشته بودند.