غزل شمارهٔ ۶۷۸۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به محبوب خود خطاب کرده و از او میخواهد که چرا در زندگیاش دیده نمیشود. او احساس تنهایی و دلتنگی میکند و با استفاده از تصاویری شاعرانه، این حس را بیان میکند. شاعر از محبوب میخواهد که به دیدارش بیاید و دلایل عدم ملاقات را مورد پرسش قرار میدهد. او همچنین به زیبایی محبوب اشاره میکند و مینویسد که ارتباط روحی و عاطفی عمیقتری وجود دارد که موجب اشتیاق او میشود. در نهایت، شاعر به امید وفایی از طرف محبوبش، زندگیاش را ادامه میدهد.
به ظاهر گر به چشمم ای سمن سیما نمی آییبه خواب من چرا در پرده شبها نمی آیی؟
هوش مصنوعی: گرچه در روز به چشمم نمیآیی و نمیدانی که دلتنگ توام، چرا در شبها که همه جا تاریک است و آرام، خوابهای من پر از یاد توست؟
اگر نگرفته خار بدگمانی دامن پاکتچرا هرگز به خلوتخانه ام تنها نمی آیی؟
هوش مصنوعی: اگر تو به من اعتماد داری و به فکر بدگمانی نیستی، پس چرا هیچوقت به تنهایی به دیدنم نمیروی؟
ز چشم بدخطر دارند خوبان بی بلاگردانمرا آنجا بخوان باری اگر اینجا نمی آیی
هوش مصنوعی: خوبان از چشمهای بدخواهان در امان هستند و از من میخواهند که آنجا بروم، اگر تو اینجا نمیتوانی بیایی.
چو آید پیش ما هر جا بلایی هست در عالمچه پیش آمد ترا جانا که پیش ما نمی آیی؟
هوش مصنوعی: هر زمان که در دنیا مشکلی پیش میآید، تو چرا به ما نمیگویی و نزد ما نمیآیی، ای جانا؟
ز شوق پای بوست بوسه بر لب می زند جانمبه بالینم چرا ای آفت جانها نمی آیی؟
هوش مصنوعی: از شوق دیدار تو، جانم لبان خود را به بوسه نزدیک میکند. چرا ای مایه آرامش و خوشی زندگیام، به دیدن من نمیآیی؟
ز جان بی نفس آسیب نبود شمع روشن رابه خاک من چرا ای آتشین سیما نمی آیی؟
هوش مصنوعی: اگر روح بینفس باشد، نمیتواند به شمع روشن آسیبی بزند. چرا ای چهره آتشین، به خاک من نمیرسی؟
نپیچد سر ز فرمان کمان تیر سبک جولانچرا یک ره به آغوش من ای رعنا نمی آیی؟
هوش مصنوعی: چرا تو ای زیبای محبوب، یک بار هم به آغوش من نمیآیی، در حالی که تیر کمان به راحتی در پرواز است و سر تسلیم از فرمانش نمیپیچد؟
به امید وفای وعده پاس زندگی دارمبگو تا جان دهم امروز اگر فردا نمی آیی
هوش مصنوعی: من به وفای وعدهات امید دارم و برای زندگیام ارزش قائل هستم. بگو که امروز جانم را فدای تو میکنم اگر فردا نیایی.
نگاه بی ادب در چشم قربانی نمی باشدچرا بی پرده پیش صائب شیدا نمی آیی؟
هوش مصنوعی: نگاه بی ادب به چشمان کسی که قربانی شده، کار درستی نیست. پس چرا به راحتی و بدون هیچ پردهای، در برابر صائب شیدا ظاهر نمیشوی؟