تناجی
صائب

شمارهٔ ۷۹

از خمار خواب خوش یوسف به زندان آمده استبد نبیند هر که خواب او پریشان آمده است
ز آشنایانی که بر گرد تواند ایمن مباشبارها بر سنگ، پای من ز دامان آمده است