تناجی
صائب

شمارهٔ ۱۹۴

بر گل رخسار او تا زلف پیچ و تاب زدشهپر پروانه سیلی بر رخ مهتاب زد
از شکرخواب خزان امید بیداری نداشتسایه سرو تو بر روی گلستان آب زد