شمارهٔ ۴۸۰
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به احساسات عمیق خود در مورد جنون و عشق اشاره میکند. او از خرقهای که به عنوان نماد این جنون بر تن دارد، سخن میگوید و میگوید که کسی به اندازه او در این احساسات غرق نیست. او به زیبایی می و همتی که در زندگی دارد، افتخار میکند و میگوید که همه گناهان بر دوش اوست. همچنین، او از بخت بدش گله میکند که حتی وقتی گلهایی سر از خاک برمیآورند، او دچار درد و رنج میشود.
خرقه ای دوختم از داغ جنون بر تن خویشنیست یک تن به تمامی چو من اندر فن خویش
هوش مصنوعی: من برای خودم روپوشی از شوق و جنون دوختم، اما هیچ کس را نمیبینم که به اندازه من در این کار مهارت داشته باشد.
سر مینای می و همت او را نازمکه گرفته است گناه همه بر گردن خویش
هوش مصنوعی: من به می ناب و تلاش او افتخار میکنم که گناه همه را به دوش خود میکشد.
این چه بخت است که هر خار که گل کرد از خاکدر دل آبله من شکند سوزن خویش
هوش مصنوعی: این چه روزگار عجیبی است که هرگاه که یک گل از خاک بیرون میآید، در دل من که پر از درد است، سوزن خود را میشکند.