تناجی
صائب

شمارهٔ ۵۱۵

نتوان کرد به زندان بدن محصورمشیشه را می شکند زور می پرزورم
در نمکدان ز نمکزار چه خواهد گنجید؟چه کند حوصله تنگ فلک با شورم؟
بس که آمیخته نیش بود نوش جهاندیدن شهد فزون می گزد از زنبورم