شمارهٔ ۲۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیباییهای محبوبش اشاره کرده و از دلربایی آن غزل میسراید. او به زلفهای پریشان و چهره جذاب محبوب اشاره میکند و حس عاشقانهاش را بیان میکند. شاعر از محبوب میخواهد که به مسجد بیاید و بر روی محراب بنشیند. او همچنین به درد و غم ناشی از عشق اشاره میکند و از شبهایی که در کنار خاک پای محبوب میخوابد، صحبت میکند. این شعر تاثر و شوق عاشقانه را به طور زیبا و شاعرانه به تصویر میکشد و به اشتهای دل برای دیدار محبوب و عشق ابراز میکند.
زلف تو بر مه پریشان کرده مشک ناب راشاخ شاخ افکنده بر گل سنبل سیراب را
هوش مصنوعی: زلفهای تو مانند موی پریشان، عطر خوشی را به اطراف پخش کرده و مانند شاخههای درخت بر گلهای سنبل که شاداب و پرآب هستند، سایه افکنده است.
از در مسجد درآ با آن دو ابروی و ببینپشت سوی قبله رو در روی خود محراب را
هوش مصنوعی: به در مسجد بیا و با دو ابروی خود را ببین که چگونه پشت به قبله، روبروی تو، محراب قرار دارد.
پسته را تا زان دهان و لب رساند دل به کامدل به تنگ آمد ازین معنی اولوالالباب را
هوش مصنوعی: وقتی پسته به دهان و لب میرسد، دل را به خواستهاش میرساند، اما از این موضوع، انسان خردمند به تنگنا میآید.
باد شبها خاک پایت زیر سر خوابم حرامگر ندانم دولت بیدار خود این خواب را
هوش مصنوعی: در شبها، نسیم بر خاک پای تو میوزد و خواب مرا بر هم میزند. اگر ندانم که بیداری من چه نعمت بزرگی است، این خواب بیخبر از آن نمیتواند آرامش بخش باشد.
نیست از قتل محبان غمزه ات هرگز ملولکی ملالت خیزد از خون ریختن قصاب را
هوش مصنوعی: هیچ کس از تیرگی عشق تو هرگز ناراحت نمیشود، زیرا غم و اندوه، از خونریزی قصاب ایجاد نمیشود.
در نمی آید دلم را راحتی از هیچ باببر وی از پیکان دری بگشای فتح الباب را
هوش مصنوعی: دلم از هیچ راهی راحت نمیشود، انگار که درِ آرامش بر روی من بسته است و هیچ کس نمیتواند آن را برایم باز کند.
نیست دلکشتر سرودی جامی از نظم خوشتوقت خوش می کن بدین دلکش سرود احباب را
هوش مصنوعی: هیچ چیز دلنشینتر از این نیست که جامی پر از شعر زیبا نوشید، و زمان خوشی را با این سرود دلفریب برای دوستان خود رقم زد.