شمارهٔ ۵۶
هوش مصنوعی: این شعر حاکی از درد و غم عاطفی شاعر است. او از بیفایده بودن اشکها و گریههایش سخن میگوید و احساس خسران میکند. او به بخت و قسمت خود ناراحتی دارد و از عشق عمیقش به معشوقهاش دردمند است. شاعر از حسی از درماندهگی و خرابی ناشی از عشق صحبت میکند و از یادآوری معشوقش، دردی تازه به دل میخورد. او در نهایت به ناتوانی اشاراتی دارد و میگوید که تنها چیزی که میتواند حالش را بهتر کند، لذت از لبان معشوق است.
چه سود گریه خون چشم اشکبار مراچو نیست هیچ اثر گریه های زار مرا
هوش مصنوعی: گریه و اشکهای من چه فایدهای دارد وقتی که هیچ تأثیری بر دردها و غمهایم ندارد؟
به رهگذار چو خاکم فتاد هان ای بختبدین طرف برسان نازنین سوار مرا
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، من مانند خاک افتادهام. ای بخت شوم! مرا به سوی آن سوار عزیز برسان.
نمی برم ز غم این بار جان برای خدایخبر برید ز من یار غمگسار مرا
هوش مصنوعی: من از غم این بار جانم را نمیبرم، برای خدا خبر بده به یار غمگسارم که من به کجا رسیدهام.
گهی که خاک شوم قالبم به باد دهیدبود که جانب کویش برد غبار مرا
هوش مصنوعی: گاهی سرنوشتم به خاک برمیگردد و در باد پراکنده میشود، اما در هر حال، عشق تو مرا به سمت خود میکشد و یاد تو در دلم باقی میماند.
ببین خرابیم از عشق ای که داری یادبه عهد عافیت آسوده روزگار مرا
هوش مصنوعی: ببین چقدر به خاطر عشق خراب و ویران شدهام ای کسی که یاد روزهای خوب و آرام را در ذهن داری.
به پیش زخم خدنگ تو ذکر مرهم رفتز تیر سخت تر آمد دل فگار مرا
هوش مصنوعی: زخم تیر تو آنقدر عمیق و دردناک است که حتی یاد کردن از دارو و درمان هم در مقایسه با درد آن، بیفایده و سختتر به نظر میرسد. دل من از این تیر بر اثر زخمهای تو به شدت رنج میکشد.
میار باده که جامی خمار خود بشکنکه جز شراب لبت نشکند خمار مرا
هوش مصنوعی: بیا باده بیاور تا جامم را بشکنم، زیرا غیر از شراب لب تو چیزی نمیتواند خماریام را از بین ببرد.