شمارهٔ ۸۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوق خود ابراز احساسات عمیقی میکند و از تیرگی زندگیاش در فراق او سخن میگوید. او نمیتواند از عشقش دست بکشد و به کنج درب معشوق اشاره میکند که سالهاست در آنجا منتظر است. شاعر به خواب و غفلت اشاره میکند و میگوید چشمان معشوقش او را مست و حیران کرده است. همچنین زهد و عبادت برخی از سالکان را در برابر زیبایی معشوقش نقد میکند و از شدت عشقش به او میگوید که حتی شعرش هم از شوق و عشق به او تر شده است.
ای روی تو اختر جهان تابشد تیره شبم ز هجر دریاب
هوش مصنوعی: ای چهرهی زیبایت مانند ستارهای در آسمان میدرخشد، شب تاریک من به خاطر دوریات تیره و ناامید شده است. خواهش میکنم از دوریام بگذر و به من نزدیک شو.
من تاب نیارم از تو توبهمن تاب من الحبیب ما طاب
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از عشق تو فاصله بگیرم، زیرا بیتابی من از دلبرم بسیار شیرینتر است.
عمری ست که بر در توام منیک بار بپرس من علی الباب
هوش مصنوعی: سالیان زیادی است که در جلوی در تو ایستادهام، فقط یک بار از من بپرس که آیا من علی درب هستم؟
خواب اجل از تو غایبم بردمن غاب کما یقال قد خاب
هوش مصنوعی: من از خواب مرگ دور شدهام، هرچند که میگویند خوابیدم و به بنبست رسیدم.
چون چشم تو خوابناک مستیصاحبنظران ندیده در خواب
هوش مصنوعی: چشم تو حالتی خوابآلود و سرمست دارد که هیچ یک از فلاسفه و صاحبنظران در خواب نیز چنین حالتی را مشاهده نکردهاند.
زاهد به خیال آن دو ابروسربرده فرو به کنج محراب
هوش مصنوعی: زاهد به خاطر زیبایی آن دو ابرو، سر خود را به حالت خضوع در گوشه محراب خم کرده است.
در وصف رخت ز نظم جامیاز بس که تر است می چکد آب
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیتی که چهرهات دارد، اندک اندک به اندازهای با شکوه است که اشکها و حسرتها بر آن میبارند.