شمارهٔ ۱۱۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و اشتیاق شاعر نسبت به معشوقهاش است. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و اینکه چگونه دلش به خاطر دوری از او میسوزد. او معشوق را به عنوان عید و روح زندگی خود توصیف میکند و تأکید میکند که حتی در مراسم مذهبی و سفر به کعبه نیز تنها آرزوی او دیدن معشوق است. در نهایت، شاعر از دعا و آرزوی خوشبختی برای معشوق سخن میگوید و اینکه برای او همیشه دعا خواهد کرد.
مرا چو قبله نگردد به عیدگه رویتز عیدگه کنم آهنگ کعبه کویت
هوش مصنوعی: وقتی که چهرهات برایم مانند قبله میشود، حتی اگر به عید دیگری بروم، باز هم به سوی کعبه عشق تو رهسپار میشوم.
تو عید خلقی و قربانت آنکه مردم راکشد به غمزه خون ریز چشم جادویت
هوش مصنوعی: تو مانند عید و شادی برای همگان هستی و من فدای کسی میشوم که با نگاهی پرچم اشک و غم را بر دل مردم مینشاند.
اگر چه نیست درین عید رسم مه دیدننمی رود ز ضمیرم خیال ابرویت
هوش مصنوعی: با اینکه در این جشن دیدن ماه رسم نیست، اما در ذهن من هرگز از یاد تو و ابروهایت پاک نمیشود.
گذشتم از هوس کعبه و طواف حرمهمین بس است مرا حج که بگذرم سویت
هوش مصنوعی: من از آرزوی رفتن به کعبه و دور زدن در آن مکان مقدس گذشتهام، همین که به سوی تو میروم برایم کافی است.
ز تاب هجر تو می سوختم بحمداللهکه سایه بر سرم انداخت سرو دلجویت
هوش مصنوعی: از شدت غم و دوری تو بسیار رنج میبردم، اما خوشبختانه اکنون سایه یاری از عشق تو بر سرم افتاده و آرامش یافتهام.
به ضبط مملکت دلبری گشادی دستدعای خسته دلان باد حرز بازویت
هوش مصنوعی: به امید اینکه دعای دلهای شکسته و خسته، باعث گشایش در کارها و خوشبختی در سرزمینتان شود، و دستان مهربان و دلنشین شما موجب آرامش و آسایش مردم گردد.
برون خرام و مترس از گزند کز هر سوهزار بنده چو جامی بود دعاگویت
هوش مصنوعی: خارج شو و نترس از آسیب، زیرا از هر سو هزاران بنده مانند جامی وجود دارند که برای تو دعا میکنند.