شمارهٔ ۱۱۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و فراق و زیبایی معشوق است. شاعر از قربانی شدن به خاطر عشق خود سخن میگوید و عید مشاهدهی زیبایی معشوق را جشن میگیرد. او به نازکی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از این که عشقش باعث غم و درد در دلش شده، ابراز ندامت میکند. شاعر حسرت و اشک خود را در شب هجران بیان میکند و به تأثیر زیبایی معشوق بر دیگران نیز اشاره دارد که همه در داغ عشق گرفتارند. در کل، شعر نمایانگر احساسات عمیق و دلتنگی ناشی از عشق و فراق است.
قربان شدن به تیغ جفای تو عید ماستجان می دهیم بهر چنین عید عمرهاست
هوش مصنوعی: ما با جان و دل برای گذراندن چنین عیدی که به خاطر ظلم و ستم توست، قربانی میشویم و این برای ما جشن و شادی است.
آن را که دید شکل خوشت بامداد عیدپروای عید و ذوق تماشای او کجاست
هوش مصنوعی: آن کسی که صبح عید زیبایی تو را دید، حالا در جستجوی خوشحالی و لذت تماشای تو کجاست؟
صد جان فدای قد تو کز جویبار حسنهرگز یکی نهال بدین نازکی نخاست
هوش مصنوعی: صدها جان من فدای قامت تو میشود، زیرا از جویبار زیبایی، هیچ درختی به نازکی تو رشد نکرده است.
در دیده خاک پای تو گر زانکه هست حیفبر ما مگیر کین گنه از جانب صباست
هوش مصنوعی: اگر در چشمان ما گرد و غبار پای تو نشسته، باز هم ما را سرزنش نکن، زیرا این گناه از سوی نسیم است.
شب داستان هجر فرو ریخت اشک منلعلش به خنده گفت که باز این چه ماجراست
هوش مصنوعی: در دل شب، وقتی یاد معشوقبه من دست داد، اشکهای من به خاطر دوریاش ریخت. اما لبخند زیبای او به من گفت که این بار چه داستانی در پیش است.
جامی مدام غنچه صفت تنگدل مباشکز غم چو لاله بر دلم این داغ ها چراست
هوش مصنوعی: ای انسانی که مانند غنچه حسود و تنگدل هستی، نگذار که غمها همچون لالههای دل شکسته مرا بیازارند و دردهای عمیق را در قلبم بگذارند.
تا برفروخته ست رخ آن شمع دلفروزدر هر که بنگری به همین داغ مبتلاست
هوش مصنوعی: تا وقتی که چهره آن شمع جذاب روشن است، هر کسی که به او نگاه کند، به همین درد و سوز مبتلاست.