شمارهٔ ۱۷۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره دلتنگی و عشق به معشوق است. شاعر با بیان اینکه تنش در جایی دیگر است ولی جان و دلش در کنار محبوبش قرار دارد، احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان میکند. او هر جا که معشوق باشد، احساس خوشحالی و آرامش میکند و به دیگر نقاط اشاره میکند که نمیتوانند به اندازه حضور معشوق دلش را شاد کنند. همچنین به زیبایی و تاثیر عمیق معشوق بر روح و دلش اشاره دارد و تأکید میکند که هیچ چیز دیگری نمیتواند جایگزین محبوبش شود. در کل، این شعر با حسرت و شوق به محبت و نزدیکی به معشوق نوشته شده است.
به هر منزل که جانان من آنجاستتنم اینجا ولی جان من آنجاست
هوش مصنوعی: هر جا که محبوب من است، دل من آنجا حضور دارد، هرچند که جسم من اینجا است.
من ار دورم بحمدالله که باریدل بی صبر و سامان من آنجاست
هوش مصنوعی: من اگرچه از دور هستم، اما به لطف خدا دل بیقرار و بینظم من در آنجا قرار دارد.
مرا گر نیست جا بر طرف بامشخوشم کآواز افغان من آنجاست
هوش مصنوعی: اگر جایی برای من در کنار بامش وجود نداشته باشد، باز هم خوشحالم چون صدای فریاد من در آنجا میپیچد.
در آن کشور مسلمانی مجوییدکه شوخ نامسلمان من آنجاست
هوش مصنوعی: در آن سرزمینی به دنبال مسلمان نباشید که شوخی و سرگرمی غیرمسلمان من در آنجا وجود دارد.
چه حاجت ماه تابان در دیاریکه خورشید درخشان من آنجاست
هوش مصنوعی: چرا عشق و زیبایی در جایی دیگر برای من مهم است، وقتی که در کنار من کسی هست که نورش همه جا را روشن میکند؟
به تیغ آن مه دلم را می کند چاکبهانه آنکه پیکان من آنجاست
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زیبایی آن ماه به شدت آسیب میبیند، چرا که علت این ناراحتی این است که عشق من در آنجا قرار دارد.
مخوان جامی جز آنجا گفته خویشکه محبوب سخندان من آنجاست
هوش مصنوعی: جز در آن مکان، جامی نخوان که محبوب گویای من آنجا حضور دارد.