شمارهٔ ۱۸۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره درد و رنج عاشقانه سخن میگوید. شاعر بیان میکند که اگرچه دیگران نیز در مشکلات عشق گرفتار شدهاند، اما هیچکس به اندازه او در رنج نیست. دل او شکست و به زمین افتاده و از عشق معشوقش در عذاب است. زیبایی معشوق در همه جا درخشیده، اما او تنها از این زیبایی درونش شعلهور شده است. هر بار که از شوق معشوق آه کشیده، مثل پرندهای سوخته به زمین میافتد. شاعر به زخمهایی اشاره میکند که بر دیگران وارد شده، اما او به دلیل حسادت و عشق مرده است. در نهایت، شاعر از حال و روز کسی که از عشق محبوبش دور افتاده، پرسش میکند و به دردهای عمیقش اشاره دارد.
گرچه خلقی ز تو در دام بلا افتاده ستهیچ کس را نه فتاد آنچه مرا افتاده ست
هوش مصنوعی: هرچند که بسیاری از مردم در مشکلات و سختیها به دام افتادهاند، اما هیچکس به اندازه من در این شرایط گرفتار نشده است.
دلم از جا تنم از پای فتاده ست ببینکه مرا در غم عشق تو چها افتاده ست
هوش مصنوعی: دل من به شدت غمگین است و تنم از پا افتاده است. بیا و ببین که عشق تو چه بلایی سر من آورده است.
همه جا برق جمال تو درخشید ولیشعله آن همه در خرمن ما افتاده ست
هوش مصنوعی: در هر جا زیبایی تو درخشان بوده است، اما این شعلهای که ناشی از آن جمال است تنها به خرمن ما رسیده است.
هر کجا در چمن از شوق تو آهی زده ایمبال و پر سوخته مرغی ز هوا افتاده ست
هوش مصنوعی: هر جا که به خاطر عشق تو، آهی از دل کشیدهایم، نشانهای از سوختن وجود عشقمان، مانند پر پرندهای است که از آسمان به زمین افتاده است.
زخم تو بر دگران آمده من مرده ز رشکای عجب تیر کجا صید کجا افتاده ست
هوش مصنوعی: زخمی که تو به دیگران زدی، باعث شده که من به خاطر حسادت جان بدهم. عجیب است که تیر عشق تو به کجا رسیده و صید تو در کجاست.
حال چاک جگر ریش چه داند شوخیکش همین چاک به دامان قبا افتاده ست
هوش مصنوعی: کسی که خود در حال درد و رنج است، نمیتواند لطافت شوخی را درک کند؛ چرا که همین درد و رنج او را به زمین انداخته و محيطش را تحتتأثیر قرار داده است.
گفته ای جامی محنت زده بی ما چون استچون بود حال کسی کز تو جدا افتاده ست
هوش مصنوعی: تو گفتهای که حال جامی که داغدیده است و بیما است، چگونه است؟ حالا باید بگویم، حال کسی که از تو جدا شده چگونه میتواند باشد؟