شمارهٔ ۱۹۶
هوش مصنوعی: این اشعار بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و درد ناشی از بیمحلی محبوب نسبت به عاشق است. شاعر در وصف عشق، به سختی و سردی دل محبوب اشاره میکند و از او میخواهد که به عاشق دلتنگ رحم کند. او از شدت غم و تنهایی خود میگوید و در پی یافتن معنا و آرامش از طریق عشق است. شاعر در نهایت بر ناپایداری زندگی و اهمیت عشق تأکید میکند و میکوشد تا از احساسات خود و درد طولانیمدت ناشی از جدایی از محبوب بگوید.
در بر سیمین دلت گر سخت تر از سنگ نیستهرگزت رحمی چرا بر عاشق دلتنگ نیست
هوش مصنوعی: اگر دل نقرهای تو هرگز نتواند سختتر از سنگ باشد، پس چرا بر عشق و دلتنگی عاشق رحم نمیکنی؟
از خروش دلخراش ما طلب کن سر عشقزانکه این سر در صدای عود و صوت چنگ نیست
هوش مصنوعی: از هیاهوی دلخراش ما درخواست کن تا راز عشق را برایت بگویم، زیرا این راز در نواهای عود و صداهای چنگ نهفته نیست.
ماند ز اشک ما چو خر در گل رقیب سنگدلدر ره عشق تو ما را غیر ازین خر سنگ نیست
هوش مصنوعی: از گریههای ما مانند خری در گل ماندهایم و رقیب سنگدل در راه عشق تو، جز این خر سنگی دیگر نداریم.
از نوای بلبلان بر گل چه حاصل چون به باغجام گلرنگ و حریف عندلیب آهنگ نیست
هوش مصنوعی: صدای بلبلان چه ارزشی دارد وقتی که در باغ، گلهای رنگارنگ و دوستانی مانند بلبل هم آهنگ نیستند.
بی سر سرگشته ای با خاک و خون آغشته ایدر بیابان غمت یک سنگ و یک فرسنگ نیست
هوش مصنوعی: تو که بی سر و سامان هستی و دلت خون آلود است، در بیابان غم و اندوهت حتی سنگی یا مسافتی برای تو وجود ندارد.
چون به نام ما ز تو یک نامه نامد عمرهاستگر تو را از نام ما و نامه ما ننگ نیست
هوش مصنوعی: مدتهاست که از تو هیچ نامهای به ما نرسیده و اگر از نام ما و نامه ما شرمنده نیستی، چه خوب.
بی لبش یک دم تهی مپسند جامی جام رااز سرشک لعل پر کن گر می گلرنگ نیست
هوش مصنوعی: میگوید که لبهای او را هرگز بینوشیدنی نپسند، و اگر هم این می نرمال و زیبا نیست، میتوانی جام را با اشکهای لعل او پر کنی.