شمارهٔ ۲۳۰
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد. شاعر به زلف کج معشوق اشاره میکند و میگوید که کار او زمانی راست میشود که معشوق خود را نشان دهد. او ادامه میدهد که با وجود اینکه نگاهش به معشوق خطرناک است، اما زیبایی او را نمیتواند نادیده بگیرد. شاعر همچنین میگوید که زیبایی معشوق به قد او محدود میشود و هیچ کس نمیتواند مانند او باشد. در نهایت، او از معشوق میخواهد که با قدمهایش به او آرامش ببخشد و از خداوند شکرگزاری میکند که عشق او را به دلش رسانده است.
ای که هرگز نشود زلف کجت با ما راستکار ما راست شود چون تو کنی بالا راست
هوش مصنوعی: ای کسی که هرگز زلف های کج و پیچیدهات با ما یکدست نمیشود، وقتی تو به سمت بالا و راست میروی، کار و مسیر ما هم درست و روشن میشود.
ما نتابیم ز روی تو نظر گرچه گرفتاز مژه چشم تو صد تیر بلا بر ما راست
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم از چهره تو چشم برداریم، هرچند مژگان چشمانت به ما آسیبهای زیادی میزنند.
خلعت لطف به قد تو بریدند ای سروناید این جامه به قد دگری قطعا راست
هوش مصنوعی: به خاطر قد و قامت تو، لطفت را مانند یک لباس بر تن کردند، ای سرو زیبای من. این جامه (لباس) هرگز به کسی دیگر نمینشیند و مناسب او نیست.
راستم با تو علی رغم همه کج نظرانگرچه فرقی نبود پیش تو از کج تا راست
هوش مصنوعی: من در نزد تو، علی رغم همه افرادی که دیدگاههای نادرستی دارند، راست و درست میگویم. با این حال، فرقی برای تو ندارد که من چه بگویم، چه راست بگویم و چه از راه دیگر.
می نیارد به زبان خامه به جز وصف قدتراستان را به زبان کی گذرد الا راست
هوش مصنوعی: جز وصف زیبایی تو، هیچ چیزی بر زبان نمیآید. هیچ کس نمیتواند به سادگی از زیبایی تو حرف بزند.
دیده راست سزد جای خرام چو توییرنجه فرما قدم ای سرو که کردم جا راست
هوش مصنوعی: چشم راست سزاوار است که محل زیبایی چون تو باشد. ای سرو، قدمهای خود را نرمی کن، چرا که من در اینجا نشستهام و جا برای تو فراهم کردهام.
خواست جامی که رسد بر دل او ناوک تولله الحمد که آورد خدا آن را راست
هوش مصنوعی: خواست چیزی را که به دل او تیر عشق تو برسد. سپاس خدا را که آن را به درستی به او عطا کرد.