شمارهٔ ۲۳۵
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و بیانگر احساسات شاعر نسبت به اوست. شاعر از زلف و قامت معشوق سخن میگوید و میخواهد بگوید که زیبایی معشوق فقط به او مربوط میشود و هیچ کس نمیتواند به او نزدیک شود. همچنین به تأثیر عشق و زیبایی او بر خود اشاره کرده و میگوید که زبانش قاصر از توصیف زیبایی اوست. در نهایت، شاعر از معشوق میخواهد که با ناز و قدمهایش به او نزدیک شود.
ای که هرگز نشود زلف کجت با ما راستکار ما راست شود چون تو کنی بالا راست
هوش مصنوعی: تو که زلف کجت هرگز به راست نمیشود، اما کار ما وقتی درست میشود که تو دستت را بالا ببری و راستش کنی.
ما نتابیم ز روی تو نظر گرچه گرفتاز مژه چشم تو صد تیر بلا بر ما راست
هوش مصنوعی: ما هرگز به چهرهی تو نگاه نمیکنیم، هر چند که فراوانی تیرهای بلا از چشمان تو به ما اصابت کرده است.
خلعت لطف به قد تو بریدند ای سروناید این جامه به قد دگری قطعا راست
هوش مصنوعی: اندام تو آنقدر زیبا و دلانگیز است که آدمی نمیتواند به راحتی لباس زیبایی برای کسی دیگر به تن کند. هر کس زیبایی خاص خودش را دارد و زیبایی تو را نمیتوان به کسی دیگر تسری داد.
راستم با تو علی رغم همه کج نظرانگرچه فرقی نبود پیش تو از کج تا راست
هوش مصنوعی: با وجود تمام نگاههای منفی و نادرستی که به تو وجود دارد، من همیشه به تو راستگو و درست برخورد کردهام، چون برای تو تفاوتی ندارد که درست را از نادرست تشخیص دهی.
می نیارد به زبان خامه به جز وصف قدتراستان را به زبان کی گذرد الا راست
هوش مصنوعی: وقتی صحبت از تو میشود، هیچ چیز جز توصیف زیباییات بر زبان نمیآید و فقط حقیقتی که در مورد تو است، قابل گفتن است. هیچ کلامی نمیتواند جز راستی، حقایق تو را بیان کند.
دیده راست سزد جای خرام چو توییرنجه فرما قدم ای سرو که کردم جا راست
هوش مصنوعی: چشمان من باید به خاطر زیبایی تو اینگونه حرکت کنند. ای سرو، قدمی بردار و به من ناز و آزار بده، چون من در اینجا به خاطر تو انتظار میکشم.
خواست جامی که رسد بر دل او ناوک تولله الحمد که آورد خدا آن را راست
هوش مصنوعی: شخصی خواسته است که کسی به دلش بیفتد و به خاطر این آرزو شکر خدا را به جا میآورد که خداوند آن شخص را به او عطا کرده و دلش را به او نزدیک کرده است.