شمارهٔ ۲۷۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت یک معشوق (ترک عاشق کش) اشاره میکند که به خاطر حسن خویش مینازد. او احساس میکند که این زیبایی، او را نادیده میگیرد و به حال او توجهی ندارد. شاعر از عشق و سوز دلش میگوید و آرزوی دیدن معشوق را دارد. او همچنین به تندروی دل و شوق خود برای رسیدن به محبوب اشاره میکند و حسرت میخورد که هیچ کدام از زیباییها به محبوب او نمیرسد. شاعر از مرگ و هجران نیز سخن میگوید و در نهایت از معشوق میخواهد که نگاهی به او بیندازد.
چنین کان ترک عاشقکش به حسن خویش مینازدسزد کز غایت حشمت به حال من نپردازد
هوش مصنوعی: به این معناست که این دختر زیبا، با زیباییهای خود به خود میبالد، و این طبیعی است که از روی شکوه و جلالش به حال من توجهی نکند.
به راهش خاکم ای دیده بزن بر آتشم آبیکه ترسم توسنش را ز آتش دل نعل بگدازد
هوش مصنوعی: ای چشمان من، به خاطر او که هستیام را قربانی کردهام، بر آتش جانم آبی بریز. میترسم که اسبش در اثر آتش دل، نعلش بسوزد و آسیب ببیند.
عجب تند است رخش او که گردش درنمییابددلم هر چند از پی مرکب اندیشه میتازد
هوش مصنوعی: عجب اسب او چقدر تند و تیز است که دلم نتوانسته به گرد او برسد، هرچند که با فکر و اندیشهام به دنبال او میدوم.
همه خوبان به چوگان باختن یارب چرا هرگزنمی آید برون ماه من و چوگان نمی بازد
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این موضوع اشاره میکند که در میان همه خوبان و خوشان، چرا محبوب او هرگز از او دور نمیشود یا به او توجهی نمیکند. این احساس ناامیدی از عدم وجود محبوبش را نشان میدهد که گویی او در رقابت برای جلب نظر آن شخص مقبول عمل نمیکند.
ز جام نیستی ریز ای اجل یک جرعه در کاممکه بیماران هجران را جز این شربت نمی سازد
هوش مصنوعی: ای اجل، از جام نیستی بر من بریز یک جرعه تا بچشم، چون بیماران هجران را جز این نوشیدنی تسکین نمیدهد.
ره و رفتار اگر این ست و لطف قد و بالا ایننشاید سرو را دیگر که در بستان سرافرازد
هوش مصنوعی: اگر رفتار و راه و روش کسی اینگونه باشد و لطف او در قامت و زیبایی نیز اینچنین باشد، دیگر چه نیازی به سروی است که در باغ سر به افرازد.
کیم من جامیا کو آشکارم پیش خود خواندنهانی یک نظر ای کاشکی سوی من اندازد
هوش مصنوعی: من چه کسی هستم که به وضوح در پیش خودم دیده میشوم، اما کسی به طور پنهانی مرا میخواند. ای کاش یک نگاهی به من بیندازد.