شمارهٔ ۲۷۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از خواب خوشی که با بیداری همراه است، صحبت میکند و از فتنههایی که با بیداری او برانگیخته میشود، میگوید. او ابراز میکند که تیغ او، تنها به خون عاشقان آلوده میشود و از اینکه عشقش دچار آسیب شود، ابراز نگرانی میکند. شاعر در حالی که عاشق است، احساس درماندگی میکند و از اینکه بین بخت و یار او تناقض وجود دارد، ناراحت است. او اشاره میکند که گاهی یار او را خوشحال میکند اما بختش نمیگذارد و گاهی هم بخت خوب است اما یار او را رنج میدهد. در نهایت، شاعر از فلک و تقدیر خود گلایه دارد و میگوید که نمیتواند از عشق خود فاصله بگیرد، حتی اگر بخواهد از باده پرهیز کند.
چو ترک سرخوشم از خواب ناز برخیزدهزار فتنه ز هر گوشه ای برانگیزد
هوش مصنوعی: وقتی که من از خواب شیرین و آرام بیدار میشوم، هزاران مشکل و چالش از هر طرف سر بر میآورد.
به خون غیر دریغ است تیغش آلودهمباد آنکه به جز خون عاشقان ریزد
هوش مصنوعی: هرگز نمیخواهم که تیغ او به خون غیر از عاشقان آلوده شود، زیرا خون عاشقان باید همچنان محفوظ بماند.
میان صیدگهش زارم اوفتاده مگرطفیل صید به فتراک خویشم آویزد
هوش مصنوعی: من در دام او گرفتار شدهام و تنها امیدم این است که شاید به وسیلهی شکار او به نوعی از این وضعیت رها شوم.
چنین که بخت بد و یار نیک خصم منندز چنگ غصه دل من چگونه بگریزد
هوش مصنوعی: اگر بخت من بد باشد و یارم نیک، مانند دشمنانی هستند که مانع آرامشم میشوند. حالا چگونه میتوانم از غم و اندوه کنار بکشم؟
گهی که یار دهد کام بخت نگذاردگهی که بخت شود رام یار بستیزد
هوش مصنوعی: زمانی که معشوق خوشی و سعادت را به ما میدهد، بخت ما اجازه نمیدهد که از آن لذت ببریم، و گاهی که بخت یار میشود، معشوق ما را دچار مشکل میکند.
فلک ز جام طرب جرعه ای به من ندهدکه از نخست به زهر غمش نیامیزد
هوش مصنوعی: هیچ چیز از شادی و لذت به من نخواهد رسید، زیرا از ابتدا درد و غم او با هر خوشی و شادی ای که تجربه کنم، همراه خواهد بود.
اگر چه دعوی تقوی همی کند جامیبه دور لعل تو مشکل ز باده پرهیزد
هوش مصنوعی: اگرچه کسی ادعای پرهیزکاری و تقوا میکند، اما جامی که پر از شراب توست او را به سختی از نوشیدن دور میکند.