شمارهٔ ۴۶۷
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و دلدادگی پرداخته و بیان میکند که عشق و احساسات واقعی، انسان را از چیزهای دیگر غافل میکند. شاعر میگوید که دیدگان عاشق جز به خاک پای معشوق نمیبینند و در تشنگی عشق، جز آب محبت را نمیطلبند. عاشق در هر لحظه بیشتر به یاد معشوق است و از صحبت دیگران سیر نمیشود. کسی که در دامن معشوق قرار گیرد، دیگر آرامش را در هیچ چیز نخواهد یافت و در نهایت، عبادت و پرستش نیز در سایه معشوق معنا دارد. شاعر از مفاهیمی چون نور، آرامش و شراب عشق نیز استفاده کرده تا عمق عشق را نشان دهد.
دیده جز خاک درت خواب نبیند هرگزتشنه در واقعه جز آب نبیند هرگز
هوش مصنوعی: هرگز دیدهام که جز خاک در آستان تو چیزی نبیند و کسی که تشنه است، در واقع جز آب چیزی نخواهد دید.
چشم قلاب تو بهر کشش خاطر ماچون خم زلف تو قلاب نبیند هرگز
هوش مصنوعی: چشم زیبای تو با جذابیتش خاطر ما را به خود مشغول میکند، همانطور که هیچ کس نمیتواند قلاب موهای تو را نبیند.
هر زمان دل به سگ کوی تو مشتاق تر استسیری از صحبت احباب نبیند هرگز
هوش مصنوعی: هر لحظه، دل من بیشتر به سمت تو کشیده میشود و هرگز از صحبت با دوستان سیر نمیشود.
هر که در کوی تو پهلو به سر خار نهدراحت از بستر سنجاب نبیند هرگز
هوش مصنوعی: هر کسی که در مسیر تو با سختی و درد سر کند، هرگز آرامش و راحتی را نخواهد دید.
دود من گر شب ازینسان ره روزن بنددخانه ام پرتو مهتاب نبیند هرگز
هوش مصنوعی: اگر شبها اینگونه به روزن بسته شود، دود من باعث میشود که خانهام هرگز نور مهتاب را نبیند.
نور طاعت که دل از سجده ابروی تو دیدعابد شهر به محراب نبیند هرگز
هوش مصنوعی: نور عبادتی که در اثر سجده بر ابروی تو در دل وجود دارد، عابدان شهر هرگز در محراب نمیتوانند مشاهده کنند.
جامی آن صوفی صافی ست که در دور لبتخرقه جز رهن می ناب نبیند هرگز
هوش مصنوعی: جامی آن درویشی است که در کنار لبانت فقط می تواند زیبایی خالص را ببیند و هیچ چیز دیگری غیر از می ناب را نمی شناسد.